| ارسال مطلب به اینک فلسفه |
| صفحه نخست l درباره ما l تماس با ما l آرشیو l پیوندها l لینک به ما l آر اس اس |
![]() |
| خبر l مقاله l گزارش l یادداشت l ترجمه l گفت و گو l کتاب و نشریات l پرونده l تجربههاي ديگر |
| موضوع: یادداشت | |
| محمد نجفی |
1
. به رمهای که در مقابل شما میچرد بنگرید که چه شادمانانه این سوی
و آن سوی میروند و میچرند. گویی هیچ مشکلی در جهان نیست که به خود مشغولشان دارد
و بیازاردشان. این چنین است که آدمی میخواهد به نوبهی از این گوسپندان چرایی این
حال خوبشان را بپرسد تا شاید بتواند خود نیز درسی بگیرد و حال خوبی داشته باشد. میپرسد
و گوسپند به نوبهی خود میخواهد پاسخ دهد که «من همواره پیشتر از آنکه چیزی را بگویم
آن چیز را فراموش میکنم».
گوسپند اما آنچه را که میخواسته بگوید، پیش از آنکه بگوید فراموش میکند و در نتیجه چیزی نمیگوید. این چنین ایت که پرسنده پاسخی نمیگیرد و تنها با حیرتی مضاعف باز صحنه پیش روی خود را مینگرد.
آنچه در بالا آمد، نقل به مضمون بخشی از کتاب «سودمندی و ناسودمندی تاریخ برای زندگی» (نوشته فردریش ویلهلم نیچه با ترجمه عباس کاشف و ابوتراب سهراب؛ نشر فرزان روز) است. نیچه اما در کتاب دیگر خود «اینك آن انسان؛ آدمی چگونه همان میشود كه هست» (ترجمه بهروز صفدری؛ نشر بازتابنگار) که در حکم زندگینامه خودنوشت وی است، پرسشهایی چون «چرا اینچنین فرزانهام»، «چرا اینچنین زیركم»، «چرا كتابهای چنین خوبی مینویسم» و در نهایت «چرا من یك سرنوشتم» را طرح میکند.
احتمالاً یکی از مهمترین پاسخهای این فیلسوف نابههنگام به چنین پرسشهای آمیخته به شیفتگی حاد به خویشتنش در این کتاب دوم، پاسخی است بس بسیار مهم و تأملبرانگیز که در سادهترین شکل، میتوان این گونه بیانش کرد: «زیرا که من میدانم چه کارهایی را نباید بکنم»؛ اینکه چه کتابهایی را نخوانم، چه چیزهایی را نخورم و...
شاید در همینجا بتوان پیوندی میان آن بخش نخست که از «سودمندی و ناسودمندی تاریخ برای زندگی» نقل شد و این بخش دوم یافت و آن را این چنین بیان کرد که برای «سرنوشت بودن» باید دانست که چه چیزهایی را باید فراموش کرد و چه چیزهایی را نباید.
2. «به چه کار میآیند مدارس در این زمانه عسرت؟». این پرسش طنینی بسبسیار هایدگری دارد و در واقع تقلبی است از روی دست این فیلسوف بزرگ آنگاه که میپرسد «به چه کار میآیند شاعران در این زمانه عسرت؟».
این پرسش اما و احتمالاً یکی از اصلیترین و مهمترین پرسشهایی است که ذهن هر فردی در هر جامعهای را در مواجهه با نهادهای آموزشی و مدارسی که کودکانش سالها بخش زیادی از عمر خود را در آنها میگذرانند، به خود مشغول میکند و بیشک در آشکار و نهان، ذهن بسیاری از ایرانیان را نیز به خود مشغول داشته است.
اما به راستی به چه کار میآیند این مدارس در زمانهای که جهان بیشتر از هر زمان دیگرِ پیش از خود، در دسترس قرار گرفته است و فاصلههای زمانی و مکانی کوتاه و ناهمزمانی و ناهممکانی کمرنگتر شدهاند و هر آن چه خواهی، سهلتر از آنکه در تصور آید، در مقابلت حاضر میشود.
به راستی این مدارس – آنگونه که منتقدان آنها، مدام، به زمزمه یا فریاد میگویند - جز آنکه «هیچ چیز» را به کودکان بیاموزد، چه میکند؟ جز آنکه زمانی طولانی از عمر کودک را ببلعد و حجم وسیعی از سرمایه و امکانات را خرج کند، چه چیزهای ارزشمندی را باز پس میدهد؟ این مدارس جز افرادی که اگر در میانه جهان رها شوند، تنها گیج و گول به این سو و آن سو مینگرند و دیگر هیچ، و جز موجودات منفرد و تک افتادهای که از گذشته و تاریخ خود گسستهاند، چه دستاورد دیگری دارند؟
پرسشهای این چنین بسیارند و پرسشهایی عمیقتر نیز هستند که کمتر پرسیده میشوند یا شاید صلاح بر آن است که پیش از آنکه پرسیده شوند، فراموش شوند. با این همه اما همان گونه که هایدگر به درستی تأکید میکند پرسش (/سؤال پرسیدن) پارسایی اندیشه است حتی اگر به حیرت بیشتر بینجامد، اگر بینجامد.
3. این یک مدعاست بیآنکه قصد آن باشد که استدلالات و دلایلی در این یادداشت برای آن ارائه شود که این کوشش خود حکایتی است بس مفصلتر از این مقال و آن مدعا این است که «من باید در مدرسه (بخوانید نظام آموزشی) یاد بگیرم که چه چیزهایی را باید فراموش کنم و چه چیزهایی را نباید» و «چه چیزهایی را باید بخوانم یا انجام دهم و مهمتر از آن چه چیزهایی را نباید»؛ تا شاید در مواجههای انتقادی با گذشته خود و در نسبتی تعاملی با آن قرار بگیرم و این چنین میراث خود، گذشته خود و تاریخ خود را دریابم که جهان من از میانه همین نسبتهای من با دیگران در تمامی وجوه ممکن بر میآید و شاید مهمترین این وجوه همین تاریخ پس پشت من باشد.
4. پرسش این است: «به راستی مدرسه در نسبتِ میان من و تاریخ/میراث فرهنگی من در کجا ایستاده است و چه جایگاهی دارد؟»
این یادداشت، پیش از این در ویژهنامه نوروز 1390 سایت انسانشناسی و فرهنگ منتشر شده است.
|
لینک مستقیم به مطلب
|
| جستوجو در اينك فلسفه |
|
|
| از سایتهای دیگر |
|
:: رضا داوری اردکانی: دفاع صمیمانهای از فلسفه کردهام :: شاپور اعتماد: مشخصههای معنایی به "نحو" مربوطند :: افشین جهاندیده: "درون ماندگاری" روش تحلیل فوکو است :: "ما و تاریخ فلسفه اسلامی" رونمایی میشود :: "آموزش منطق به کودکان" بررسی می شود :: آيا كتابهاي شنيداري براي كودكانتان مفيدند؟ :: غلامرضا اعوانی: عقل جهانی در غرب رنگ باخته است :: بحران خود ویرانگری یک نظریه :: سخنرانیهای گروه مطالعات علم موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران اعلام شد :: کتاب شناسی فلسفه ذهن :: يادداشت ناصر فكوهي در استقبال از نوروز :: كودكان توانايي پرسشهاي فلسفي را دارند :: رضا داوری اردکانی: سياست بدون اخلاق، ظلم است :: مجموعه مقالات كامران فاني منتشر ميشود :: انتشارات شهرتاش، مجموعه 9 جلدي «كودكان فيلسوف» نوشته «اسكار برنيفيه» را منتشر كرد |
| عضویت در خبرنامه |
| دعوت از دوستان |
![]() ![]() |
|
استفاده و بازنشر مطالب اینک فلسفه با ذكر منبع بلامانع است نظر نویسندگان لزوماً موضع اینک فلسفه نیست |