تبليغاتX
اینک فلسفه
صفحه نخست l درباره ما l تماس با ما l آرشیو l پیوندها l لینک به ما l آر اس اس

خبر l مقاله l گزارش l یادداشت l ترجمه l گفت و گو l کتاب و نشریات l پرونده l تجربه‌هاي ديگر



موضوع: يونان |  
عابد کانور

625-650

 

مکان بحث در کرت است و محاوره در راه‌پیمایی که از کنسوس شروع می‌شود و تا معبد زئوس در کوه ایدا ادامه می‌یابد، صورت می‌پذیرد. با توجه به بحثی که قبلا با هم درباره نقش پولیس درمحاورات داشتیم، این واقعیت که محاوره در خارج از پولیس اتفاق می‌افتد، می‌تواند بسیار قابل توجه باشد. به خصوص اگر به این نکته دقت کنیم که افلاطون کرت را به عنوان مکان بحث انتخاب کرده است. آیا نباید به مکالمه کریتیاس و تیمایوس برگردیم و بحث قوانین را با قاره گمشده آتلانتیس مرتبط بدانیم؟

از طرف دیگر چرا سقراط در این بحث غایب است؟

مکالمه میان بیگانه آتنی، کلینیاس کرتی و مگیلوس اسپارتی صورت می‌گیرد. این که آتنی بیگانه خوانده می‌شود، به تعمدی فراتر از یک کاربرد صفت ساده اشاره دارد. مخصوصا اگر به طرفین بحث او که یکی کرتی و دیگری اسپارتی است دقت شود. کرت تاریخ سپری شده است. اولین پایه‌ی فرهنگی و سیاسی یونانی و اسپارت، یک دولت-شهر رقیب، که نظم و انسجام آهنینش، آتن را در برهه‌ای تاریخی به زانو در آورده. حال باید دید، آتنی بیگانه چگونه خود را در آیینه دو منِ دیگرِ خود می‌بیند.

کلینیاس کرتی زئوس را مبنای قوانین شهر می‌داند و مگیلوس لاکدمونی آپولون را. وقتی اهمیت زئوس را به عنوان حامی مینوس قانون‌گذار کرت در نظر بگیریم، مسیر حرکت از کنسوس(کاخ مینوس) به معبد زئوس، مسیری نمادین خواهد بود که نوعی ریشه‌شناسی قوانین کرت را انجام می‌دهد.

قوانین کرت نه بر اساس وضعیت صلح که برمبنای «جنگ پایدار»1 وضع شده‌اند. اما اگر وضعیت جنگ پایدار میان دولت‌ها را در سطح روستاها، خانه‌ها و در نهایت افراد در نظر بگیریم، می‌بینیم که هرفرد دیگران را به مثابه دشمنان خود نگاه می‌کند. اما تحلیل آتنی و کلینیاس در همین سطح باقی نمی‌ماند، بلکه نوعی جنگ پایدار را هم در درون هر فرد تشخیص می‌دهد. اما جنگ درونی هر فرد، برساخته‌ی تعارضات میان بخش‌های فراتر و فروتر فردیت اوست. تشبیه میان فرد و دولت این تصور را به ذهن می‌آورد که در سطح قدرت سیاسی نیز، جدال صرفا میان طرفین خنثی و برابر صورت نمی‌پذیرد، بلکه می‌تواند نوعی جنگ طبقاتی باشد.

وضعیت جنگ‌ در نظر افلاطون در مسیری از درون به بیرون تعریف می‌شود، به این معنا که اگر در همان زمان که دولتی در حال جنگ با دولت دیگر است، اگر جنگی داخلی در این دولت دربگیرد، لازم است اول وضعیت جنگ داخلی آرام بگیرد تا امکان پرداختن به خارج از خود وجود داشته باشد. در جنگ داخلی، منافع شخصی هم در خطر است در حالیکه در جنگ خارجی چنین خطری دست‌کم در اولین مراحل موجود نیست. قانون‌گذار با نظر به تمامی این ظرایف اقدام به وضع قوانین می‌کنند و در تمام قوانین، توجه خود را بر «بالاترین نیک» (την μεγιστην αρετην) (630) متمرکز می‌کند. براساس تاکیدی که خود افلاطون بر «بالاترین نیک» دارد، باید دید منظور از آن چیست؟بیگانه آتنی این «بالاترین نیک» را «وفاداری در خطر» (πιστοτης εν τοις δεινοις  ) عنوان می‌کند و آن را با «درستی تام» (δικαιυνην αν τελεαν) یکی می‌داند، که کلمه درستی در آن با واژه عدالت هم‌ریشه است و می‌تواند به عنوان «عدالت کامل» نیز فهمیده شود. عدالت یا درستی تام همانطور که در قطعه 631 توضیح داده می‌شود، به این نحو در قانون‌گذاری رعایت می‌شود که قانون‌گذار خیر تمامی افراد و طبقات را در نظر می‌گیرد و تنها با نظر به یک طبقه یا گروه خاص قوانین را وضع نمی‌کند.

بیگانه در توجیه قوانین کرت نظریه خود در باره خیر را عنوان می‌کند؛ به این ترتیب که خیرها به دو دسته انسانی و الهی تقسیم می‌شوند:

 

1. خيرهای انسانی به ترتیب اولویت عبارتند از: سلامتی، زیبایی، قدرت جسمانی و ثروت.

2. خیرهای الهی: خرد ( Φρονησις ) که اولین رتبه را داراست، تعادل عقلانی روح در مقام دوم، و اتحاد آنها با شجاعت عدالت را به وجود می‌آورد.

 

اگر مقایسه‌ای ساده را میان این خیرهای چهارگانه انجام دهیم خواهیم دید که خرد معادل الهی سلامتی است. زیبایی به عنوان هماهنگی جسمانی معادل تعادل عقلانی روح است. شجاعت مابازای معقول یا الهی قدرت جسمانی است، که اگر با خرد در ترکیب نباشد، زمینه‌ساز گستاخی می‌شود. واگر عدالت را ترکیب سه خیر الهی باهم بدانیم، باید ثروت را معادل انسانی آن بدانیم؛ که در این صورت مقصود افلاطون از ثروت باید چیزی بیشتر از صرف دارایی شخصی بوده باشد.

قانون‌گذار در وضع قوانین نسبت میان این دو دسته خیر را در نظر دارد. و به همان شکل که ثروت اگر با خرد همراه نباشد «ثروت کور»(632B) است، هر یک از خیرهای انسانی باید در ارتباط با مابازای الهی خود باشد.

قانون‌گذاران کرت و اسپارت با توجه به وضعیت جنگ نوعی تقسیم وظایف و کالا را در جامعه ایجاد کرده‌اند. آن طور که مگیلوس اسپارتی می‌گوید، مواردی که مورد تقسیم و نوعی اشتراک قرار گرفته‌اند عبارتند از:

 

1. خوراك

2. ژیمنازیوم

3. شکار

4. آموزش (که افراد براساس آن تربیت نظامی و به نسبت خشنی می‌بینند).

 

البته بیگانه آتنی این چهار نمونه را به عنوان چهار نهادی عنوان می‌کند که در نسبت مستقیم با چهار خیر عنوان شده قرار دارند. اگر این مدل چاربخشی را با توجه به خیرهای چهارگانه تفسیر کنیم، می‌بینیم که هر نهاد ضرورت‌های یکی از خیرها را برآورده می‌کند. بنابراین ژیمنازیوم محل پرورش هماهنگی و هارمونی در بدن و روح خواهد بود که به ترتیب از طریق ورزش و موسیقی احراز خواهد شد. و آموزش نهاد مرتبط با عدالت و برآوردنده آن خواهد بود. از طرف دیگر اگر نقش خیر یا فضیلت شجاعت را در پیوند دادن دو خیر اول و دوم در نظر داشته باشیم، تاکید بیگانه آتنی بر این فضیلت و شروع بحث از شجاعت قابل فهم خواهد بود؛ در غیر این صورت آغاز از فضیلت سوم، در حالیکه دو فضیلت قبلی مورد بحث قرار نگرفته‌اند بی‌معنی خواهد بود.

بحث از فضیلت شجاعت و نهادهایی که آن را پرورش می‌دهند به مسئله هماهنگی میان امیال کشیده می‌شود. چراکه اگرچه شجاعت نوعی شهامت به خرج دادن در مقابل دشمن خارجی و داخلی است و فرد را از حالت «زیردست خود بودن» خارج می‌کند، بدون شناخت حدود امیال و لذت‌ها، این فضیلت به طور کامل متحقق نخواهد شد. به همین سبب ذکر نمونه‌های افراط و تفریطی که در جامعه کرت (از جهت مجالی که برای برآوردن بی‌حد لذت‌ها فراهم آورده) و جامعه اسپارت (از جهت سخت‌گیری بیش‌از حدش)، با بحث از تعادل (فضیلت سوم) مقارن می‌شود، تا مشاهده این موارد مشخص، اهمیت تعادل را یادآور شود. می‌توان گفت در این نقطه از بحث (638B) وجوه تمایز آتنی- افلاطونی از همتایان کرتی-اسپارتی‌اش جدا می‌شود، به این نحو که ملاکی خارجی و عینی برای خوب یا بد بودن جامعه مورد استفاده قرار می‌گیرد که گرچه در متن جامعه تحقق می‌یابد، تنها به آن جامعه محدود نمی‌شود. به همین دلیل هنگامی که مگیلوس در نقد جامعه کرتی و ولنگاری آن می‌گوید که اگر به دست سپاهیان اسپارتی بیفتند تمامشان از دم تیغ گذرانده خواهند شد، بیگانه آتنی صرف غلبه نظامی بر یک گروه ضعیف‌تر را نشانه بهتر بودن آن نمی‌داند.

بیگانه آتنی در جستجوی ملاک عینی برای قضاوت در باره نهادها بحث را به شرایط مشخص و انضمامی هر نهاد می‌کشاند، که کارکرد و اصول آن نهاد باید با توجه به این شرایط تعیین و قضاوت شوند. این تاکید بر شرایط انضمامی، دو نکته را می‌تواند در بحث ما روشن کند. همانطور که می‌دانی افلاطون در اخلاق و سیاست به مطلق‌گرایی و نوعی افراطی‌گری مشهور است(لابد در مقایسه با «تعادل گرایی» ارسطو). اما تاکیدی که افلاطون در این بخش از بحث بر شرایط تحقق نهادهای اجتماعی دارد، به خوبی توجه او به نسبت میان ایده و واقعیت تحقق ایده را نشان می‌دهد. از طرف دیگر، این تاکید افلاطون بر بررسی شرایط، اصرار او بر ذکر تمامی اسامی و تاریخ رویدادها را روشن می‌کند. اگر بخواهم خلاصه تر بگویم، ما در این رساله با تحقق ایده در جامعه تاریخی مواجهیم، که دیگر یک جامعه فرضی و خارج از محدوده زمانی- مکانی شناخته شده ما نیست.

افلاطون برای طرح چگونگی تحقق نهادها در شرایط انضمامی جامعه، ساختاری اولیه از انسان ترسیم می‌کند و به این معنا انسان را در مبنای قانون‌گذاری می‌گذارد(644 A-D)؛ به این نحو که ما به تعبیر بیگانه آتنی، هرکدام یک واحد مستقل هستیم که دو نیروی مخالف «لذت» و «درد» در آن باهم در جدالند. افلاطون در قدم بعدی افق آینده را به این بحث وارد می‌کند، به این ترتیب که هر کدام از ما نسبت به آینده دچار نوعی حالت «انتظار» هستیم، که اگر انتظار درد باشد «ترس» نام می‌گیرد، و اگر انتظار لذت باشد «اعتماد» خواهد بود. اما عنصر دیگری هم به این مجموعه اضافه می‌شود که «حسابگری» نام دارد و می‌تواند خوب و بد را در میان حالت‌های گفته شده تعیین کند. حسابگری اگر به ملاک عمومی جامعه تبدیل شود، «قانون» نام می‌گیرد. پس همان‌طور که دیدی، ما در مبانی قانون‌گذاری با نوعی ترکیب مواجه‌ایم که از یک سو انسان‌شناسی انضمامی و از سوی دیگر، آینده‌نگری را به عنوان عناصر خود دارد. قانون حاصل طرح عناصر طبیعت بشری در بستری زمانی است. بنا به تاکید خود افلاطون، «کشف طبیعت و شرایط [حاکم بر] روح بشر» (650 B)، از مهمترین عناصر علم سیاست است.

اگر اصل گفته شده در پایان رساله را با تاکید افلاطون بر «بالاترین نیک» که با «عدالت کامل» یکی است، پیوند بزنیم، می‌بینیم که این عدالت کامل، قبل از آنکه در جامعه و از طریق اسیفای حقوق تمام افراد صورت پذیرد، باید در قالب فردی تحقق پیدا کند. و تحقق عدالت در قالب فردی، در گرو کشف نیروهای متضادی است که در درون هر فرد در کار است. اما از آنجا که این نیروها تنها در واکنش با متنی اجتماعی و عینی، خود را نشان می‌دهند، تنها در افق زمانی است که می‌توان از آنها درکی صحیح و بر آنها تسلطی قوی داشت. کل رساله نیز، به پیروی از این ضرورت از گذشته کرت و اسپارت شروع می‌کند و در نهایت، بررسی عواقب اعمال قانون‌گذار در آینده را پایه‌ی تشخیص صحت قوانین قرار می‌دهد.   

 

 عابد

 

 چهارم آذر ماه هزار و سیصد و هشتاد و هفت

 

      1. 626

لینک مستقیم به مطلب

Share/Save/Bookmark



آخرین مطالب
:: وب‌سايتي براي شغل‌هاي فلسفه
:: فروش ویژه کتابسرای حکمت
:: نقش فلسفه در مصلحت عمومی: مصاحبه با مارثا سی. نوسباوم
:: شهر، هنر و موسیقی در جهان اسلام
:: رئیس جدید مؤسسه پژوهشی حكمت و فلسفه ایران منصوب شد
:: آرزوی ما، سلامت شماست
:: دوره‌ی آموزشی «مبانی نظری نشانه‌شناسی» برگزار می‌شود
:: «فلسفه در خیابان» بررسی می شود
:: «عکاسی: درآمدی انتقادی» بررسی می شود
:: فراخوان مقاله همایش «فضای مجازی و سیاست» اعلام شد
:: نشست «سير تطور اصول فقه» برگزار مي‌شود
:: "جاویدان خرد" منتشر شد
:: «معرفت‌شناسی» منتشر شد
:: حرف است و حرف است و حرف
:: گناه کم‌کاری‌مان را به گردن دیگران نیندازیم؛ گفت‌وگو با دکتر شهین اعوانی
:: چالش‌های برنامه فلسفه برای كودكان بررسی می‌شود
:: گفت‌وگو با دکتر نجفقلی حبیبی درباره مواجه ما با فلسفه غرب
:: كارگاه آموزشی آشنایی با كیفیت و سنجش كیفیت خدمات در كتابخانه‌ها برگزار می‌شود
:: گفت و گو با دکتر محسن جوادی درباره فلسفه اخلاق و دنیای امروز
:: "فوکو و الهیات" منتشر می‌شود
:: "متافیزیک جنسیت" منتشر می‌شود
:: "آیین کنفوسیوس" منتشر شد
:: گردهمایی انجمن زیبایی‌شناسی برگزار می‌شود
:: "هرمنوتیک و فلسفه عینیت" منتشر شد
:: "متون منتخب فلسفه تحلیلی" منتشر می‌شود
:: "چشم‌اندازهای فلسفه" منتشر می‌شود
:: زندگی روزمره در بوته نقد؛ گفت‌وگو با هومن پناهنده
:: بومی‌سازی سنجش‌گرانه اندیشی؛ ملاحظاتی درباره آموزش تفكر نقادانه در جامعه ایرانی
:: ذهن پرسش‌گر: نيوتن، داروين و آينشتاين؛ سه سنجش‌گرانه‌‌انديش بزرگ
:: تیزفكری


 


 


جست‌وجو در اينك فلسفه


از سایت‌های دیگر

:: رضا داوری اردکانی: دفاع صمیمانه‌ای از فلسفه کرده‌ام

:: شاپور اعتماد: مشخصه‌های معنایی به "نحو" مربوطند

:: افشین جهاندیده: "درون ‌ماندگاری" روش تحلیل فوکو است

:: "ما و تاریخ فلسفه اسلامی" رونمایی می‌شود

:: "آموزش منطق به کودکان" بررسی می شود

:: آيا كتاب‌هاي شنيداري براي كودكانتان مفيدند؟

:: غلامرضا اعوانی: عقل جهانی در غرب رنگ باخته است

:: بحران خود ویرانگری یک نظریه

:: سخنرانی‌های گروه مطالعات علم موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران اعلام شد

:: کتاب شناسی فلسفه ذهن

:: يادداشت ناصر فكوهي در استقبال از نوروز

:: كودكان توانايي پرسش‌هاي فلسفي را دارند

:: رضا داوری اردکانی: سياست بدون اخلاق، ظلم است

:: مجموعه مقالات كامران فاني منتشر مي‌شود

:: انتشارات شهرتاش، مجموعه 9 جلدي «كودكان فيلسوف» نوشته «اسكار برني‌فيه» را منتشر كرد

عضویت در خبرنامه





دعوت از دوستان










استفاده و بازنشر مطالب اینک فلسفه با ذكر منبع بلامانع است
نظر نویسندگان لزوماً موضع اینک فلسفه نیست