| ارسال مطلب به اینک فلسفه |
| آخرين اخبار |
| صفحه نخست l درباره ما l تماس با ما l آرشیو l پیوندها l گروه اینترنتی l لینک به ما l شهر فلسفه l آر اس اس |
![]() |
| خبر l مقاله l گزارش l یادداشت l ترجمه l گفت و گو l کتاب و نشریات l پرونده l تجربههاي ديگر |
| موضوع: يونان | |
| دكتر سید نعمت الله عبدالرحیم زاده |
سقراط به همراه
فايدروس از شهر خارج شده و به پيشنهاد فايدروس براي شنيدن خطابهي لوسياس قدمزنان
گفتوگو ميکنند تا آن که به رود ايليسوس (Ilissus) ميرسند. در اينجا است که صحنهآرايي محاوره در تناسب با موضوع
بيان ميشود؛ سقراط و فايدروس جوان نشسته بر لب جوي و از آب و هواي مطبوع اطراف
سخن ميگويند تا آن که گفتوگوي آنها به اسطورهي عشق بورئاس (Boreas) به اورئيثويا (Oreithyia) ميرسد. سقراط در ضمن روايت اسطوره
آن را بر مبناي تجربي تفسير ميکند که اين خود به خوبي نشاندهنده تأثير تلقي
سوفسطايي آن دوره بر افلاطون است، اما نکته مهمتر خروج اين دو از شهر و يافتن
ارتباط با موضوع مورد بحث با مسألهي اساسي افلاطون، يعني فضيلت شهروندي است.
يکي از اساتيد محترم فلسفه در جلسهي دفاعيهي پاياننامهاي مربوط به همين محاوره نظريهي جالب توجهي را بيان کرده است. بنابر گفته ايشان، محاوره فايدروس تنها محاورهاي است که سقراط از شهر خارج شده و گفتوگو را در بيرون از شهر انجام ميدهد. به نظر وي، خروج سقراط در اين محاوره با معنا است چرا که شهر تبلور ويژگي آپولوني فرهنگ يوناني يا عقلانيت در شهر است و اين ويژگي تناسبي با مسأله عشق ندارد. به اين دليل، سقراط براي بررسي و بحث از عشق نميتواند در شهر گفتوگويي داشته باشد و بايد از آن بيرون رود تا در محيطي که مناسب با موضوع باشد بتواند با مخاطب جوان خود از عشق سخن گويد. گويا به نظر ايشان، در انديشهي افلاطوني جايي که سايهي عقل بر آن افتاده باشد از عشق سخن گفتن بيهوده است و عشق را نياز به فراغتي است که در شهر به دست نميآيد. ايشان بر اساس اين نظريه نتيجه ميگيرد که سقراط با وجود آن دلبستگي که به شهر خود آتن دارد، در اين موضوع خاص از آن خارج شده و به اين دليل، محاوره در خارج از شهر انجام ميشود.
پرسش نخست دربارهي اين نظريه در مورد خروج سقراط از شهر است؛ آيا محاوره فايدروس تنها محاورهاي است که خارج از شهر آتن انجام گرفته است؟ با يک بررسي اوليه در محاورات افلاطون پاسخ روشن ميشود. علاوه بر اين محاوره، افلاطون در برخي محاورات ديگر نيز محيط خارج از شهر آتن را براي وقوع محاوره در نظر گرفته است که در اين مورد ميتوان به محاورات مهمي چون؛ جمهور، پارمنيدس و قوانين اشاره کرد و البته محاوره لوسيس را نيز نبايد فراموش کرد. جالب توجه است که دانشجوي مؤلف پاياننامه نيز نظر آن استاد را تأييد کرده، اما همانند آن استاد توجه نکرده که مهمترين محاورات افلاطون خارج از آتن اتفاق ميافتند.
توجه به محيط محاوره يکي از موضوعات اساسي در تفسير محاورات افلاطون است که در اين نظريه به وجه ضعيفي مطرح شده است. در اينجا اشاره به نظريهي يکي از افلاطونشناسان بزرگ معاصر خالي از لطف نيست. ورنر يگر با اشاره به محيطي که افلاطون در محاوره پروتاگوراس ترسيم کرده، آن را نشانگر «نبرد دو دنياي متضاد به خاطر حق تربيت» ميداند. «گفتوگو در خانهاي مجلل در حضور جمعي کثير به عمل ميآيد، سوفسطاييان مرداني محترم و با وقارند که تودهاي انبوه از شاگردان و هواخواهان گردشان را فرا گرفتهاند، و همهي اين جزئيات حاکي از ابهت و احتشام مجلس است.» (پايديا، 2، 732) اما در اين مجلس و تشريح دقيقي که افلاطون از خانه کالياس ارائه ميدهد اين سقراط است که در گفتوگوي با پروتاگوراس نظريهي او را در مورد تربيت نقد کرده و راه حل خود را به گونهاي که مورد توافق او نيز باشد مطرح ميکند.
در مورد محاورهي جمهور چه ميتوان گفت؟ سقراط به بندر پيرائوس (Piraeus) در چند کيلومتري آتن رفته تا در جشني که به مناسبت الهه بنديس (Bendis) در آنجا برگزار ميشود، شرکت کند. آيا خارج شدن سقراط از آتن و رفتن به بندر پيرائوس که پايگاه اصلي تجار و ملاحان، يعني حاميان اصلي دموکراسي، بيارتباط با بحث او از عدالت و شهر برپاشده بر آن است؟ آيا معرفي خانه و شخصيت کفالوس در ابتداي محاوره با آنچه که پس از آن در مورد عدالت و ظلم و تربيت شهروندان بحث ميشود بيارتباط است؟ محيط محاوره در اين بندر با توجه به ارتباط نام کفالوس (Κεφάλος) با کفاله (κεφαλή) به معناي؛ سر، سرچشمه و کمال يک چيز و همچنين وضعيت تبعيدي وي در پيرائوس نکات بسياري را مربوط به اين محاوره روشن ميکند.
محاورهي پارمنيدس در خانهاي خارج از شهر اتفاق ميافتد در حالي که در آتن مهمترين جشن آن شهر در حال برگزاري است؛ جشن پان آتناي بزرگ (Great Panathenae). شرکت کنندگان در محاوره هنگام برگزاري جشن ملي آتن از شهر خارج شدهاند. اهميت خروج اينان از آنجا معلوم ميشود که خصوصي بودن محفل و نبود جمع کثير از سوي زنون و پارمنيدس مورد تأکيد قرار ميگيرد. (پارمنيدس،136) در حقيقت، مسأله بر سر نيل به حقيقت يا آلثيا است که خروج از آتن و دوري از جشن و تشکيل محفلي خصوصي را اقتضا ميکند.
آيا اين محاورات و با وجود نشانههاي روشني که بر خروج از شهر و تشکيل محفل خصوصي در آنها وجود دارد، باز بايد معناي خروج از شهر را براي آنها در نظر گرفت؟ پاسخ را بايد در کلام افلاطون جست چرا که کلام وي اشارهاي لطيف و دقيق به موضوع دارد. افلاطون عبارتي خاص براي خروج سقراط از آتن به کار ميرود. افلاطون در اين محاورات براي خروج سقراط از آتن عبارت «بيرون ديوار» (اکتوس تئيخوس ε̉κτὸς τείχους) را بيان ميکند. در محاورهي پارمنيدس بيان ميشود که زنون و پارمنيدس خارج از ديوار و در کرامئيکوس (Cerameicus) مسکن داشتند. در محاورهي فايدروس، فايدروس قصد قدمزدن در بيرون ديوار را دارد و در محاورهي لوسيس، سقراط در راه آکادمي به لوکئوم و در جاده بيرون ديوار است که با گروهي از جوانان روبرو ميشود. ديواري که افلاطون به آن اشاره دارد آشکارا حصاري است که به دور شهر آتن کشيده شده و با اشاره به آن، موقعيت و محل محاوره روشن ميشود. افلاطون با گفتن اين واژه هر چند که موقعيت محاوره را در خارج از آتن قرار ميدهد اما به روشني اين امر به معناي عدم ارتباط با شهر نيست چرا که ديوار و حصار در کلام افلاطون تنها دلالتي فيزيکي بر شهر آتن دارد و نه معنوي تا به معناي خروج از آتن باشد. در حقيقت، افلاطون به تمايزي نظر دارد که در زمان وي و بنابر تأثير نهضت فرهنگي سوفيستها به وجود آمده بود. اين تمايز بين دو وجه فيزيکي و معنوي شهر بود. با توجه به آن، افلاطون با ذکر ديوار تنها به خروج سقراط از مجموعهي فيزيکي آتن اشاره ميکند بدون آنکه دلالتي بر مجموعهي معنوي آتن، يا آنچه که به نام پوليس آتن شناخته ميشد، داشته باشد.
تنقيح مناطي که در آن نظريه براي وجه عقلاني شهر و تعارض آن با بحث و بررسي عشق وجود دارد نيز جاي تأمل و ترديد بسيار دارد. قبل از هر چيز اين موضوع روشن و واضح است که آتنيان آتن را نه تنها تحت حمايت آتنا، بلکه او را باني شهر خود نيز ميدانستند. اين مسأله در انديشهي افلاطون عميقتر مطرح شده به گونهاي که عقلانيت آتن را تبلور آتنا بيان کرده و نه آپولون. افلاطون در محاوره کريتياس نام هفايستوس را در کنار نام آتنا به عنوان صاحبان شهر آتن ذکر ميکند، چرا که آن دو از طبيعتي مشترک، يعني «فلسفه و دوستداري هنرها»، برخوردارند تا آن که فضيلت و دانايي را در مردم آتن بپرورانند و عقل و نظام سياسي آنان را به سامان آورند. (کريتياس،109)
پرواضح است که حتي محاورهاي چون فايدروس و موضوع عشق را نيز از اين حدود خارج نيست و از يک سو مبتني بر فضيلت و دانايي بوده و از سوي ديگر، به عقل و نظام سياسي آتن مرتبط است. اين نکته با توجه مراتب ديوانگي بهتر معلوم ميشود که در همان محاوره ذکر شده و از راز عشق حاصل ميشود. اين ديوانگي از آن فيلسوفان است که «با ديدن زيبايي زميني به ياد زيبايي حقيقي ميافتد». (فايدروس،249) موضوعي که نظريهپردازي آکادميک از آن غفلت کرده بيتوجهي به اصلي اساسي در انديشهي افلاطون يا مسألهي فضيلت شهروندي است که حتي موضوعي چون عشق نيز بيارتباط با آن نيست. همين غفلت باعث شد تا آن استاد، عشق افلاطوني را چنان متعالي تصور کند که جايي در شهر و ربطي به فضيلت شهروندي نداشته باشد، نظري که به سختي ميتوان در تمام نوشتههاي افلاطون جايي براي آن يافت و تنها ميتواند در بيپروايي در نظر جايگزين شود.
|
لینک مستقیم به مطلب
|
| سایتهای مرتبط |
![]() |
| جستوجو در اينك فلسفه |
|
|
| از سایتهای دیگر |
|
:: گفتوگو با حمید طالبزاده رئیس انتشارات دانشگاه تهران :: انتقاد رئیس فرهنگستان علوم از وزارت علوم :: در ستایش زبالهگردی :: غبارزدایی از چهره سعدی؛ گزارشی از نشست «تصویری جامع از سعدی» در شهر کتاب :: چرا تلاشهای روشنفکری در ایران به ثمر نمی رسد؟ :: ما روشنفکر بومی نیستیم :: اهمیت رواج فلسفه در مدرسههای ایران :: مشکل دانشجویان فلسفه، نداشتن قدرت تحلیل است در گفتگو با دکتر حسین شیخ رضایی :: مشکلات تدریس فلسفه در ایران در یادداشتی از دکتر عبدالکریم رشیدیان :: مشکلات تدریس فلسفه در ایران؛ یادداشتی از دکتر منوچهر صانعی دره بیدی :: گفت وگو با دكتر «رضا داورى اردكانى» درباره فوتبال :: همنشینی با افلاطون و دریدا :: آسیب شناسی آموزش فلسفه در ایران در گفتگو با دکتر سروش دباغ :: گزارش لحظه به لحظه از مناظره الوین پلانتینگا و دنیل دنت درباره نسبت میان خداباوری و تکاملگرایی :: خردنامه صدرا در فهرست نشریات تخصصی فلسفی جهان |
| عضویت در خبرنامه |
| دعوت از دوستان |
![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
|
|
all rights reserved © 2008 Isphilosophy استفاده و بازنشر مطالب اینک فلسفه با ذكر منبع بلامانع است نظر نویسندگان لزوماً موضع اینک فلسفه نیست |