تبليغاتX
اینک فلسفه
سایت های مرتبط



ارسال مطلب به اینک فلسفه

:: خبر
:: گزارش
:: یادداشت
:: مقاله
:: ترجمه
:: گفت‌وگو
:: کتاب و نشریات
:: پرونده
:: تجربه‌هاي ديگر
:: جك‌هاي فلسفي
:: عکس و کاریکاتور
:: فیلم و عكس
:: گزین‌گویه

...

:: فلسفه هنر و زیبایی‌شناسی
:: هرمنوتیک
:: در باب علوم‌انسانی
:: يونان
:: فلسفه تحليلي
:: ايده‌آليسم آلماني
:: سنجشگرانه‌اندیشی
:: گاهشمار فيلسوفان
:: فلسفه‌ي شرق

Related Links

:: All Top - Philosophy

:: Continental Philosophy

:: Philosophy News

:: Public Ethics Radio

:: Philosophy for Kids

:: the church and postmodern culture: conversation

:: Philosophy Online

:: Jobs In Philosophy

:: Ethics Etc

:: film-philosophy

:: PHILOSOPHY'S OTHER: THEORY ON THE WEB

:: Anderson Brown's Philosophy Blog

:: Philosophy Talk

:: Experimental Philosophy

:: Philosophy Conferences and Calls for Papers

:: Philosophy of Memory

:: Talking Philosophy

:: Philosophy & Life

:: philosophy bites

:: virtual philosopher

:: Some Texts on Early Modern Philosophy

:: Public Ethics Radio

:: Philosophy Conferences Worldwide

:: Readings in Modern Philosophy

:: The Philosopher's zone

:: The School of Life

:: Ask Philosophers

:: Certain Doubts

:: Philpapers

:: Philosophy, et cetere

:: A Philosophy of Religion Blog

:: Philosopher’s Digest

:: The Skeptic's Dictionary

:: Critical Thinking On The Web

:: Fallacy Files

:: Podomatic

:: Intute

:: Critical Thinking Web

:: Routledge-Philosophy

:: Philosophical answers

:: Phil Papers

:: Gigapedia

:: گروه فلسفه دانشگاه تهران

:: گروه فلسفه دانشگاه شهید بهشتی

:: گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف

:: گروه فلسفه و حكمت اسلامي دانشگاه فردوسی مشهد

:: پايگاه استنادی علوم جهان اسلام

:: جشنواره فارابی

:: انجمن علوم سیاسی ایران

:: انجمن جامعه شناسی ایران

:: انجمن انسان شناسی ایران

:: دانشگاه ها در بحران

:: خبرگزاری مهر، سرویس اندیشه

:: خبرگزاری کتاب ایران، سرویس اندیشه

:: خبرگزاری آفتاب، سرویس فرهنگ

:: خبرگزاری ایلنا، سرویس کتاب و اندیشه

:: خبرگزاری برنا، سرویس اندیشه

:: خبرگزاری ایکنا

:: مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور

:: پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران

:: دانشنامه جهان اسلام

:: میراث فردا

:: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی

:: مرکز تحقیقات اخلاق و تاریخ پزشکی

:: سایت فرهنگی نیلوفر

:: کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه و حکمت

:: روز جهانی فلسفه 2010

:: مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران

:: انجمن حکمت و فلسفه ایران

:: انسان‏شناسی و فرهنگ

:: بحران

:: مجله فلسفی زیزفون

:: فیلنما

:: دیکشنری آنلاین




صفحه نخست l درباره ما l تماس با ما l آرشیو l پیوندها l گروه اینترنتی l لینک به ما l شهر فلسفه l آر اس اس

خبر l مقاله l گزارش l یادداشت l ترجمه l گفت و گو l کتاب و نشریات l پرونده l تجربه‌هاي ديگر



موضوع: ترجمه |  
علی ثباتی

مصاحبه‌گر: اورلیش راولف

 

گفت و گو با جورجو آگامبن درباره كتاب «وضعیت استثنایی»این مصاحبه درابتدا در تاریخ ٤ مارس ٢٠٠٤ در رم توسط اورلیش راولف1 (Urlich Raulff) از جورجیو آگامبن  (Giorgio Agamben) گرفته شد و در ۶ آوریل ٢٠٠٨ در نشریه‌ی آلمانی (Süddetsche Zeitung) منتشر شد. مورگان گوودوین (Morgan Goodwin) متن مصاحبه را به انگلیسی برگردانده است.

گفتنی‌ست که ترجمه‌ی دیگری از این مصاحبه پیش‌تر در روزنامه‌ی «شرق» منتشر شده است. با این حال، انگیزه‌ی من برای ترجمه‌ی مجدد این مصاحبه عدم‌انتشار بخش مهمی از پی‌نوشت‌ها و نیز بخشی از متن اصلی در ترجمه‌ی پیشین بوده، که اکنون به صورت اینترنتی در سایت آفتاب قرار گرفته است.

نکته‌ای که می‌باید درباره‌ی برخی معادل‌های این ترجمه خاطرنشان کرد دو دسته واژگان است که تقابلی مفهومی را پیش می‌نهند. نخست واژگانی چون gouverner  فرانسه، schalten آلمانی، administer انگلیسی است که به معنای حکومت‌ورزی، حکومت‌داری، و حکم‌رانی‌ست؛ گروه دیگر واژه‌هایی چون régner فرانسوی، wahlten آلمانی، و command انگلیسی را شامل می‌شود که به معنای زمام‌داری، رتق‌و‌فتق امور، و مدیریت‌ورزی‌ست. این تمایز بسیار مهم است و به‌نوعی دو نوع اداره‌ی کشور را نشان می‌دهد، نوعی اداره‌ی سخت و همراه با اعمال قانون و حکم و دیگری اداره‌ی نرم یا محدود به گردانندگی و (در ظاهر) بدون تحمیل قانون بر همگان. سعی کرده‌ام این تمایز را با دو واژه‌ی مشخص "حکم‌رانی" و "زمام‌داری" و نیز برخی از ترکیب‌های مشابه این دو در تمامی متن ترجمه حفظ کنم.

ع.ث.

 

□ □ □

 

راولف: کتاب تازه‌ی شما تحت عنوان «وضعیت استثناء» اخیراً در آلمان به‌چاپ رسیده است. این اثر تحلیلی‌ست تاریخی و حقوقی-تاریخی که ما [آلمانی‌ها] در نظر نخست آن را به کارل اشمیت مرتبط می‌دانیم. این مفهوم پروژه‌ی «هوموساکر»2 برای شما چه معنایی دارد؟

 

آگامبن: «وضعیت استثناء» مجموعه‌ای از مقالاتِ تبارشناسیک است که در ادامه‌ی «هوموساکر» می‌آیند و می‌باید یک چهارگانه (tetralogy) را شکل دهند. از نظر محتوا این اثر به دو نکته می‌پردازد. نخست موردی تاریخی: وضعیت استثناء یا اضطرار امروزه برای دولت به یک پارادایم مبدل شده است. آن‌چه اصالتاً به‌مثابه‌ی امری خارق‌العاده در نظر آورده می‌شد، یک استثناء، می‌بایست برای مدت‌زمانی کوتاه از اعتبار برخوردار می‌بود، اما دگرگشتی تاریخی آن را مبدل به شکل عادی حکم‌رانی کرده است. من بر آن بوده‌ام تا تبعات این تغییر را در دولت‌های دموکراتیکی که ما در آن‌ها زندگی می‌کنیم نشان دهم. مورد دوم طبیعتی فلسفی دارد و به رابطه‌ی غریب بین قانون و بی‌قانونی می‌پردازد، قانون و قانون‌باختگی (anomy). وضعیت استثناء رابطه‌ای بنیادی اما پنهان را بین قانون و غیاب آن بنا می‌نهد. این وضعیت یک خلأ است، یک تهیا (blank)، و این فضای تهی  به نظام قانونی شکل می‌دهد.  

 

راولف: شما پیش‌تر در جلد نخست «هوموساکر» نوشته‌ بودید که پارادایم وضعیت استثناء در اردوگاه‌های کار اجباری به وجود آمده یا با آن‌ها مرتبط است. وقتی سال گذشته این مفهوم را درباره‌ی سیاست آمریکا به کار بردید غریو خشم و دل‌آزردگی‌اش به‌نحوی قابل پیش‌بینی همه جا را برداشت. آیا کماکان به درستی نقدتان اعتقاد دارید؟

 

آگامبن: نظر به چنین کاربردی، کتاب «آشویتس»3 من هم اعتراضات مشابهی را در پی داشت؛ اما من مورخ نیستم، با پارادایم‌ها سروکار دارم. پارادایم چیزی هم‌چون یک مثال است، امری نمونه، و تاریخاً پدیده‌ای یگانه. همان‌طور که «زندان‌ سراسربین»4 برای فوکو یک استثناء بود، "هوموساکر"، "موزل‌مان"5 یا "وضعیت استثناء" نیز برای من به همین منوال است. و بعد از آن است که این پارادایم را به کار می‌برم تا به گروه وسیعی از پدیده‌ها سروشکل دهم، و برای این‌که ساختاری تاریخی را درک کنم، باز هم مانند فوکو که "سراسربین‌گرایی"‌اش6 را از مبتنی بر "زندان سراسربین" بسط داد. اما تحلیلی از این دست را نباید با پژوهشی جامعه‌شناسیک اشتباه گرفت.

 

راولف: بگذریم، مردم از قیاسی که به دست داده بودید حیرت‌زده شده بودند چون این‌طور می‌نمود که سیاست‌های نازیسم و سیاست‌های آمریکا را یک‌سان پنداشته‌اید.

 

آگامبن: ولی من بیش‌تر از زندانی‌های گوانتانامو سخن به میان آورده بودم، و از لحاظ قانونی وضعیت‌ آن‌ها قابل‌قیاس با وضعیت کسانی‌ست که در اردوگاه‌های کار اجباری به سر می‌بردند. زندانیان سیاسی ِ گوانتانامو شأن اسرای جنگی را ندارند، آن‌ها مطلقاً از هیچ شأن قانونی‌ای برخوردار نیستند.7 اکنون تنها در معرض اعمال قدرت خام‌اند، و هیچ وجود قانونی‌ای ندارند. در اردوگاه‌های کار اجباری،‌ یهودیان می‌بایست درابتدا کاملاً "ملیت‌زدایی" می‌شدند و تمامی حقوق شهروندی‌ای که پس از نورنبرگ8 برای‌شان به جا مانده بود از آن‌ها سلب می‌شد، که پس از آن در مقام سوژه‌هایی قانونی هم حذف شدند.

 

راولف: دریافت‌تان از رابطه‌ی این امر با سیاست امنیتی آمریکا چیست؟ آیا گوانتانامو به گذار از حکم‌رانی از راه قانون به زمام‌داری از راه غیابِ نظم تعلق می‌گیرد که پیش‌تر شرح داده بودید؟

 

آگامبن: این مشکلی‌ست در پس هر سیاست امنیتی‌ای، حکومت از راه مدیریت، از راه زمام‌داری. طی درسی در سال ١٩٦٨ در کولژ دو فرانس (Collége de France)، فوکو نشان داد که چه‌گونه امنیت در قرن هجدهم به پارادایم دولت مبدل شد. برای کِنِه9، تارگو10 و دیگر سیاست‌ورزان فیزیوکرات11، امنیت به معنای پیش‌گیری از قحطی و فجایع نبود، بل به این معنا بود که بگذاریم چنین مسائلی روی‌دهند و سپس آن‌ها را به سمت دلخواه‌مان هدایت کنیم. بدین شکل است که فوکو می‌تواند با امنیت، انضباط و قانون به‌مثابه‌ی الگویی از دولت مخالفت کند. اکنون فکر می‌کنم آشکار کرده باشم که هر دو سازمایه [یا اِلِمان] - قانون و غیاب قانون - و نیز اشکال حکم‌رانی متناظر با هرکدام‌شان، یعنی حکم‌رانی از راه قانون و حکم‌رانی از راه مدیریت، بخشی‌هایی از یک ساختار دوگانه‌ی یا یک نظام هستند. سعی می‌کنم به چگونگی کارکرد این نظام پی ببرم. می‌دانید، عبارتی هست به زبان فرانسه که کارل اشمیت اغلب تکرارش می‌کرد: شاه زمامداری [سلطنت] می‌کند نه حکم‌رانی.12 پایانه‌های ساختار دوگانه این‌گونه است: زمام‌ امور را به دست گرفتن و حکم‌رانی کردن. بنیامین پای جفت مفهومی دیگری را به این طبقه‌بندی کشید (schalten ‌ و walten به‌ترتیب به‌معنای "فرمان‌داری" و "زمام‌داری") برای درک تاریخی ِ گسست این دو، می‌باید نخست تعامل ساختاری‌شان را دریافت.

 

راولف: باز با این اوصاف، آیا دوره‌ی قانون به سر رسیده است؟ آیا ما هم‌اینک در عصر حکومت بر مبنای حکم قانون زندگی می‌کنیم، یا در عصر قواعد و مقررات سیبرنتیکی یا فرمانشی13، یا در عصر زمام‌داری صرفِ نوع انسان؟  

 

آگامبن: در نگاه نخست، واقعاً این‌گونه می‌نماید که حکم‌رانی از راه زمام‌داری امور، از راه مدیریت، تفوق یافته است، در همان حالی که حکم‌رانی مبتنی بر قانون به نظر می‌آید رو به زوال گذاشته باشد، ما پیروزی مدیریت را تجربه می‌کنیم، زمام‌داری ِ مبتنی بر غیابِ نظم را.

 

راولف: ولی آیا در عین حال شاهد بزرگ‌ شدن کلیتِ نظام قانون و افزایش چشم‌گیر نظارت‌های قانونی نیستیم؟ در سطحی هرروزه، قانون‌های بیش‌تری شکل می‌گیرند، آلمانی‌ها، برای مثال، اکنون اغلب احساس می‌کنند که کارلزروهه14 خیلی بیش‌تر از برلین بر آن‌ها حکومت می‌کند.

 

آگامبن: در همین‌جا هم می‌توانید ببینید که دو سازمایه‌ی نظام یادشده هم‌زیستی دارند، و هر دو به منتها درجه‌شان کشیده‌ شده‌اند، به میزانی آن‌قدر زیاد که به نظر می‌رسد دست‌آخر فروپاشند. امروز به‌عینه می‌بینیم که چه‌طور بیش‌ترین حد قانون‌باختگی و اغتشاش می‌تواند با بیش‌ترین حد قانونگذاری هم‌زیستی کند.

 

راولف: نظر به آن‌چه شما هم‌اینک شرح دادید، گسستی را می‌بینم که به دوگانگی‌ای هردم‌ بی‌روح‌تر می‌انجامد. در عین حال، در جایی دیگر گفته‌اید که عرصه‌ی کلاسیکِ امر سیاسی به‌نحوی فزاینده تنگ‌تر و تنگ‌تر خواهد شد. و این قدری بحرانی و به‌شکلی منحط نظری [ یا نظریه‌بازانه] می‌نماید.

 

آگامبن: بگذراید به زبان بنیامین پاسخ دهم: چیزی به نام زوال در میان نیست. شاید به این دلیل که یک عصر همواره چنان فهم می‌شود که پیشاپیش رو در زوال گذاشته است. وقتی تمایز کلاسیکی از سنت فلسفی-سیاسی را در نظر می‌گیرید، مثل امر خصوصی/امر عمومی، برای من این‌که هم‌پیوندی بین آن دو را به پرسش بگیرم بسی جذاب‌تر از پای‌فشاری بر این تمایز است و این‌که برای تقلیل‌یافتن هر یک از این دو فریاد وا-اسفا سردهم. می‌خواهم این را بفهمم که نظام چه‌‌گونه عمل می‌کند. و نظام همواره دوگانه است: همیشه بر مبنای ِ تقابل کار می‌کند. نه فقط به‌مثابه‌ی امر عمومی/امر خصوصی، که هم‌چون خانه و شهر،‌ قاعده و استثناء، زمام‌داری و حکم‌رانی و نظایر آن. ولی برای فهم این‌که چه‌‌چیزی این‌جا واقعاً در معرض خطر است، باید یاد بگیریم که این تقابل‌ها را نه در حکم دو-پارگی (dichotomy) که هم‌چون دو-قطبیّت (di-polarity) در نظر آوریم، یعنی نه امری بنیادی [و قوام‌یافته] که هم‌چون امری پرتنش [یا انبساطی]. منظورم این است که به منطقی میدانی نیاز داریم‌، مثل فیزیک، که در آن ممکن نیست به‌روشنی خط فارقی رسم کنید که دو ماده‌ی متفاوت را از هم جدا کند. قطبیت حضور دارد و بر هر نقطه‌ای از این میدان عمل می‌کند. به دنبال آن ممکن است به‌نحوی غیرمترقبه منطقه‌هایی از عدم‌تعین و عدم‌تفاوت به میان آید. وضعیت استثناء یکی از این منطقه‌هاست.

 

راولف: آیا پایان‌گاهِ – و همراه‌اش ‌- واقعیت امری خصوصی کماکان، در متن ِ بازبینی نظام‌مندِ شما هم معنایی دارد؟ آیا چیزی وجود دارد که ارزش داشته باشد به دفاع‌اش برآییم؟

 

آگامبن: نخست این‌که واضح است ما دیگر نمی‌توانیم مکرراً بین امر عمومی و امر خصوصی تمایزی بگذاریم، و این‌که هر دو سوی آن تقابل کلاسیک چنین می‌نماید که واقعیت‌شان را از دست می‌دهند. و این‌که اردوگاه اسرای گوانتانامو «جای‌گاهی به‌تمام معنا» (locus par excellence) برای همین عدم‌ امکان‌ است. وضعیت استثناء، مهم‌تر از هر چیز، دربردارنده‌ی همین خنثاسازی ِ تمایز است. به هر روی، فکر می‌کنم این مفهوم کماکان جالب‌ است. فقط به انبوه سازمان‌ها و فعالیت‌هایی بیندیشید که در آمریکا هم‌اینک خود را وقف دفاع از "حریم خصوصی"  کرده‌اند و سعی می‌کنند نشان دهند چه چیز درون این حریم جای می‌گیرد و چه چیزی در بیرون آن.

 

راولف: این مسئله چه‌طور به کار شما ارتباط می‌یابد؟

 

آگامبن: همان‌طور که در ابتدا گفتم، «هوموساکر» بناست کلا ً چهار مجلد را در بر گیرد. آخرین و نیز برای خود من جالب‌ترین آن‌ها پی‌گیر ِ بحثی تاریخی نیست. می‌خواهم بر مفهوم صُوَر-زیستی (form-of-life) و سبک‌های زندگی کار کنم. آن‌چه من صورت-زیستی می‌نام‌ام زندگی‌ای‌ست که نمی‌توان از صورت‌اش آن را جدا ساخت، گونه‌ای از زندگی که هرگز ممکن نیست بتوان چیزی چون حیات محض [یا زیستن صرف] را از آن جدا کرد. و این‌جا نیز با مفهوم "حریم خصوصی" سروکار پیدا می‌کنیم.

 

راولف: در این مرحله،‌ شما مشخصاً با فوکو پیوند می‌یابید، شاید با رونالد بارت هم به همین شکل، که یکی از آخرین سخن‌رانی‌های‌اش را حول موضوع هم‌زیستی (vivre ensemble) برگزار کرد.

 

آگامبن: بله. اما فوکو وقتی این ایده را  در سر داشت تا تاریخ یونان و روم به عقب بازگشت. وقتی درباره‌ی این موضوع کار می‌کنید، به‌ناگهان دیگر زمین سفتی زیر پای‌تان نخواهید یافت، و این‌جا به‌روشنی می‌بینید که از قرار ما هیچ ورودی به زمان حال و به امر ِ آنی [یا بی‌واسطه] نداریم، مگر از راه آن‌چیزی که فوکو باستان‌شناسی می‌نامد. اما باستان‌شناسی‌ای که موضوع‌اش صُوَر-زیستی باشد چه‌گونه باستان‌شناسی‌ای‌ست، یعنی تجربه‌ی آنی‌‌ای از حیات. پاسخ به این مسئله دشوار است.

 

راولف: آن‌طور که من می‌فهمم، هر فلسوفی درباره‌ی امر نیک و امر درست، و هم‌چنین از زندگی فلسفی بینشی دارد. بینش شما چه‌گونه است‌؟

 

آگامبن: این ایده که فرد می‌باید زندگی‌اش را هم‌چون اثری هنری سازد عموماً به فوکو و به ایده‌ی مراقبه‌ی نفس [یا خود] او نسبت داده می‌شود. پیر آدو15، مورخ بزرگ فلسفه‌ی باستان، بر فوکو این ایراد را می‌گیرد که مراقبه‌ی نفس برای فیسوفان باستان به‌معنای فراساختن زندگی هم‌چون اثری هنری نبوده است، بلکه، برخلاف، نوعی مصادره‌ی نفس یا خلع ِ ید کردن از آن بوده است. آن‌چه آدو نمی‌توانست دریابد این بود که برای فوکو این دو با هم سازگار هستند. باید نقد فوکو بر انگاره‌ی مؤلف را به یاد داشت؛ نفی ریشه‌ای مؤلف‌بودگی (authorship) از سوی او. به این مفهوم، زندگی فلسفی، زندگی نیک و زیبا، چیز دیگری‌ست: وقتی زندگی شما به اثری هنری مبدل می‌شود، شما خودْ آن علت نیستند. منظورم این است که در این مقطع خویشتن‌تان و زندگی‌تان را هم‌چون امری "اندیشیده" احساس می‌کنید، اما سوژه، مؤلف، دیگر در میان نیست. فراساختن ِ زندگی با آن‌چه فوکو "اتکا بر خویشتن" می‌نامید سازگار است. و ایده‌ی نیچه ناظر بر اثر هنری ِ بدون هنرمند نیز همین است.         

 

راولف: برای تمامی کسانی که طی سه دهه‌ی گذشته سعی کرده‌اند شکلی غیرانحصاری از سیاست را برسازند نیچه مرجعی ناگزیر بوده است. چرا برای شما نیچه چنین نقشی ایفا نکرده است؟

 

آگامبن: آ... نیچه‌ برای من هم  حائز اهمیت بوده است. اما من بیش‌تر در کنار بنیامین می‌ایستم، که می‌گفت بازگشت جاویدان مثل مجازات در مدرسه ماندن و مشق‌نوشتن است، تنبیهی در مدرسه که فرد باید هزار بار از روی جمله‌ای واحد بنویسد. 

 

راولف: اما آثار مدرسه‌ی فیلولوژی ایتالیا در دوره‌ی مونتیناری16 و پس از آن نشان‌مان داده است که نیچه نویسنده‌ای بی‌انعطاف و مستبد نیست، آن‌طور که زمانی بس دراز می‌خواستند به‌مان بقبولانند، بلکه نظام گشوده‌ای‌ست درهم‌پیچنده و انقطاع‌ در انقطاع از خوانش‌ها و ایده‌ها – اثری هنریْ بی‌مؤلف. همان‌طور که خودتان پیش‌تر لازم‌اش دانستید.

 

آگامبن: اگر چنین است، پس باید حضور سوژه را فراموش کنیم. می‌باید اثر را از گزند مؤلف‌اش حفظ کنیم.

 

پی‌نوشت‌ها:

١ . اورلیش راولف ویراستار ِ فرهنگی «سودویچه زایتونگ» است.

٢ . عنوان کتابی از آگامبن است با نام کامل «هوموساکر: قدرت خودکامه و حیات محض». هوموساکر اصطلاحی‌ست برگرفته از قوانین روم باستان. این اصطلاح به انسانی اشاره دارد که نمی‌تواند او را به‌شکلی آئینی قربانی کرد اما می‌شود بی‌که جرمی مرتکب شده یا مجرم شناخته شده باشد وی را به قتل رساند. آگامبن این مفهوم را هم‌چون شالوده‌ای به‌کار می‌برد برای رمزگشائی‌ای تازه از مشکلات عمده‌ی سیاسی در قرن ما: سربرکردن بدترین نوع تمامیت‌خواهی‌ها و در رأس آن نازیسم.  

٣ . «بقایای آشویتس: شاهد و بایگانی»

٤ . panopticon یا زندان‌سراسربین طرحی آرمان‌شهری از زندان بود به‌ابداع جرمی بنتام که در دهه‌ی ١٨٣٠ به برنامه‌ی معماری بیش‌تر ندامت‌گاه‌ها تبدیل شده بود. روشی برای زیر نظر گرفتن دائمی تمامی افراد و سلول‌ها به‌وسیله‌ی برجی که در مرکز سایر بناها برافراشته می‌شد. فوکو این طرح‌واره را هم‌چون راهی برای نشان‌دادن علنی انضباط و تجسس به شما می‌آورد. 

٥ . Muselmann: اصطلاحی‌ست که در اردوگاه‌های کار اجباری نازی‌ها متداول بود و برای قربانیانی به کار می‌رفت که از فرط درهم‌شکستگی روانی، بیماری، گرسنگی و ناتوانی جسمانی قدرت واکنش نشان دادن به محیط پرامون‌شان را از دست داده بودند. آگامبن در قالب مفهومی فلسفی مازل‌مان را هم‌چون موجودی می‌بیند بین انسانیت و ناانسانیت، موجودی که تمایزهای مرسوم اخلاقی-قانونی درباره‌ی آن‌چه می‌توان انسان قلمداد کرد و آن‌چه ناانسان را به نحوی ریشه‌ای بر هم می‌زند؛‌موجودی که به قول آگامبن "شک می‌کنیم اگر که مرگ‌اش حتا مرگ باشد." – مترجم فارسی

٦ . panopticonism: (...و هرچند که به نظر می‌رسد قضائی‌گرایی (juridicism) جهان‌شمول ِ جامعه‌ی مدرن حدود اِعمال قدرت را وضع کرده باشد، طرح ‌سراربین‌گرایانه‌‌اش که به‌طور جهان‌شمول شیوع یافته است همان عاملی‌ست که عمل‌کردش را میسر می‌سازد، در زیرین‌جای ِ قانون، دستگاهی‌ست هم خرد هم کلان...) 

خواننده‌ی فوکو، انشارات پانتئون. ١٩٨٤ . ص. ٢١٢ 

٧ . در ٢٠ آوریل ٢٠٠٤ دادگاه عالی ایالات متحده بحث‌های مربوط به پرونده‌هایی را استماع کرد که به تعیین شأن قانونی و دسیابی قضائی زندانیان سیاسی گوانتانامو بودند.  

٨ . قوانین نورنبرگ (Nuremberg Laws) که در «همایش حزبی پیرامون آزادی» ِ‌نازیسم در سال ١٩٣٤ برگزار شد، قانونی درباره‌ی شهروندی را نیز شامل می‌شد که بر طبق آن تمامی حقوقی شهروندی کسانی که "خون آلمانی" نداشتند را از آن‌ها سلب می‌کرد.

اینگو مولر. عدالت هیتلر. ٩٦ - ٩٧

٩ . فرانسوا کنه (١٦٩٤ - ١٧٧٤) پزشک و اقتصاددان سیاسی پیش‌رو که بر اهمیت زمین و کشاورزی در اقتصاد تأکید داشت. – مترجم فارسی   

١٠ . آن روبر ژاک تارگو (١٧٢٧ - ١٧٨١) اقتصاددان فرانسوی که توسط لوئی شانزدهم به مقام ژنرالی برگزیده شد، اما به‌خاطر اصلاحاتی مورد نظرش که مخالف اشراف‌سالاری بود معزول شد.  – مترجم فارسی   

١١ . اقتصاددانان قرن هجدهم فرانسوی که موافق حکم‌رانی بر مبنای نظم طبیعی مفروض بودند.

١٢ . Le Roi reigne mais il ne gouverne pas

١٣  .مطالعه‌ای نظری درباره‌ی ازتباطات و فرآیند کنترل در سیستم‌های الکترونیکی، بیولوژیکی و مکانیکی. 

١٤ . Karlsruhe : از کرسی‌های دادگاه مشروطه‌ی آلمان فدرال.

١٥ . Pierre Hardot: از استادان افتخاری کولژ دِ فرانس، که در حوزه‌ی فلسفه‌ی یونان و روم باستان صاحب نظر است. وی از نخستین کسانی‌ست که اندیشه‌های ویتگنشتاین را در فرانسه معرفی کردند. – مترجم فارسی   

برای اطلاع از انتقاد وی به فوکو ن.ک.

What is Ancient Philosophy (Michael Chase. Belknap 2004)

Philosophy As a way of Life: Spiritual Exercises from Socrates to Foucault (Blackwell 1995)

١۶ .Mazzino Montinari (: ماتزینو مونتیناری (١٩٨٦ - ١٩٢٨) استاد زبان‌‌ و فرهنگ آلمانی و از اعضای حزب کومونیست ایتالیا بود که پس از سرکوب انقلاب ١٩٥٦ مجارستان از مارکسیسم سنتی فاصله گرفت. وی بنیان‌گذار مجله‌ی «مطالعات نیچه» بوده و روش خوانش مبتنی بر فیلولوژی یا زبان‌شناسی تاریخی را برای تحلیل متن‌های نیچه به کار برد و بر این تأکید داشت که نیچه در جایگاه و دوره‌ی تاریخی خودش تأویل شود.

لینک مستقیم به مطلب

Share/Save/Bookmark



آخرین مطالب
:: همایش "پسامدرنیسم و دیگری" برگزار می‏شود
:: گزارشی از نشست نقد و بررسی مجموعه "قصه‏های خوب برای بچه‏های خوب"
:: ایمان چیست؟
:: همایش "کالبدشناسی حاشیه" برگزار می‏شود
:: "آزادی فهم" رمز تحول در علوم انسانی است
:: همایش "ادوارد سعید در قرن 21" برگزار می‏شود
:: همایش "اخلاق و علوم‏ شناختی" برگزار می‏شود
:: همایش" تکثرگرایی فرهنگی، کشمکش و تعلق" برگزار می‏شود
:: همایش "کیفرسازی" برگزار می‏شود
:: "ویتگنشتاین" منتشر شد
:: درآمدی بر روانشناسی علم منتشر شد
:: درباره آکویناس
:: شمشیر دو لب مغالطه
:: همایش روز جهانی فلسفه در کتابخانه ملی برگزار می‏شود
:: شرح حکمه‏الاشراق
:: تکامل فلسفی راسل بررسی می‏شود
:: همایش "رمانتیسیسم و مسئولیت" برگزار می‏شود
:: نظریه‏ها و فلسفه بازیگری بررسی می‏شوند
:: دره‏الاخبار و لمعه‏الانوار
:: اعوانی: 35 در صد آثار ابن‏سینا به صورت نسخه خطی است
:: در باب فلسفه عکاسی
:: همایش "فیلوسوفیا 2011" با موضوع جامعه فمینسیتی برگزار می‏شود
:: "حرف زدن، اندیشیدن و فلسفه در دوره ابتدایی" منتشر شد
:: "طبیعت‏گرایی و هنجاری بودن" منتشر شد
:: باید مسعود مرادی باشی تا بتوانی از او انتقاد کنی!
:: کتاب راهنمای جمهوری افلاطون
:: همایش "هرمنوتیک و علم" برگزار می‏شود
:: همایش بین‏المللی "بودیسم متقدم" برگزار می‏شود
:: همایش "جنگ و دفاع مشروع" برگزار می‏شود
:: ویرایش جدید "فرهنگ اصطلاحات دلوز" منتشر می‏شود


 


 


جست‌وجو در اينك فلسفه


از سایت‌های دیگر

:: گفت‌و‌گو با حمید طالب‌زاده رئیس انتشارات دانشگاه تهران

:: انتقاد رئیس فرهنگستان علوم از وزارت علوم

:: در ستایش زباله‌گردی

:: غبارزدایی از چهره‌ سعدی؛ گزارشی از نشست «تصویری جامع از سعدی» در شهر کتاب

:: چرا تلاشهای روشنفکری در ایران به ثمر نمی رسد؟

:: ما روشنفکر بومی نیستیم

:: اهمیت رواج فلسفه در مدرسه‌های ایران

:: مشکل دانشجویان فلسفه، نداشتن قدرت تحلیل است در گفتگو با دکتر حسین شیخ رضایی

:: مشکلات تدریس فلسفه در ایران در یادداشتی از دکتر عبدالکریم رشیدیان

:: مشکلات تدریس فلسفه در ایران؛ یادداشتی از دکتر منوچهر صانعی دره بیدی

:: گفت وگو با دكتر «رضا داورى اردكانى» درباره فوتبال

:: همنشینی با افلاطون و دریدا

:: آسیب شناسی آموزش فلسفه در ایران در گفتگو با دکتر سروش دباغ

:: گزارش لحظه به لحظه از مناظره الوین پلانتینگا و دنیل دنت درباره نسبت میان خداباوری و تکامل‌گرایی

:: خردنامه صدرا در فهرست نشریات تخصصی فلسفی جهان

عضویت در خبرنامه





دعوت از دوستان












نگاه نو




all rights reserved © 2008 Isphilosophy
استفاده و بازنشر مطالب اینک فلسفه با ذكر منبع بلامانع است
نظر نویسندگان لزوماً موضع اینک فلسفه نیست