تبليغاتX
اینک فلسفه
سایت های مرتبط



ارسال مطلب به اینک فلسفه

:: خبر
:: گزارش
:: یادداشت
:: مقاله
:: ترجمه
:: گفت‌وگو
:: کتاب و نشریات
:: پرونده
:: تجربه‌هاي ديگر
:: جك‌هاي فلسفي
:: عکس و کاریکاتور
:: فیلم و عكس
:: گزین‌گویه

...

:: فلسفه هنر و زیبایی‌شناسی
:: هرمنوتیک
:: در باب علوم‌انسانی
:: يونان
:: فلسفه تحليلي
:: ايده‌آليسم آلماني
:: سنجشگرانه‌اندیشی
:: گاهشمار فيلسوفان
:: فلسفه‌ي شرق

Related Links

:: All Top - Philosophy

:: Continental Philosophy

:: Philosophy News

:: Public Ethics Radio

:: Philosophy for Kids

:: the church and postmodern culture: conversation

:: Philosophy Online

:: Jobs In Philosophy

:: Ethics Etc

:: film-philosophy

:: PHILOSOPHY'S OTHER: THEORY ON THE WEB

:: Anderson Brown's Philosophy Blog

:: Philosophy Talk

:: Experimental Philosophy

:: Philosophy Conferences and Calls for Papers

:: Philosophy of Memory

:: Talking Philosophy

:: Philosophy & Life

:: philosophy bites

:: virtual philosopher

:: Some Texts on Early Modern Philosophy

:: Public Ethics Radio

:: Philosophy Conferences Worldwide

:: Readings in Modern Philosophy

:: The Philosopher's zone

:: The School of Life

:: Ask Philosophers

:: Certain Doubts

:: Philpapers

:: Philosophy, et cetere

:: A Philosophy of Religion Blog

:: Philosopher’s Digest

:: The Skeptic's Dictionary

:: Critical Thinking On The Web

:: Fallacy Files

:: Podomatic

:: Intute

:: Critical Thinking Web

:: Routledge-Philosophy

:: Philosophical answers

:: Phil Papers

:: Gigapedia

:: گروه فلسفه دانشگاه تهران

:: گروه فلسفه دانشگاه شهید بهشتی

:: گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف

:: گروه فلسفه و حكمت اسلامي دانشگاه فردوسی مشهد

:: پايگاه استنادی علوم جهان اسلام

:: جشنواره فارابی

:: انجمن علوم سیاسی ایران

:: انجمن جامعه شناسی ایران

:: انجمن انسان شناسی ایران

:: دانشگاه ها در بحران

:: خبرگزاری مهر، سرویس اندیشه

:: خبرگزاری کتاب ایران، سرویس اندیشه

:: خبرگزاری آفتاب، سرویس فرهنگ

:: خبرگزاری ایلنا، سرویس کتاب و اندیشه

:: خبرگزاری برنا، سرویس اندیشه

:: خبرگزاری ایکنا

:: مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور

:: پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران

:: دانشنامه جهان اسلام

:: میراث فردا

:: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی

:: مرکز تحقیقات اخلاق و تاریخ پزشکی

:: سایت فرهنگی نیلوفر

:: کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه و حکمت

:: روز جهانی فلسفه 2010

:: مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران

:: انجمن حکمت و فلسفه ایران

:: انسان‏شناسی و فرهنگ

:: بحران

:: مجله فلسفی زیزفون

:: فیلنما

:: دیکشنری آنلاین




صفحه نخست l درباره ما l تماس با ما l آرشیو l پیوندها l گروه اینترنتی l لینک به ما l شهر فلسفه l آر اس اس

خبر l مقاله l گزارش l یادداشت l ترجمه l گفت و گو l کتاب و نشریات l پرونده l تجربه‌هاي ديگر



موضوع: يونان |  
دكتر سید نعمت الله عبدالرحیم زاده

اولین نکته که نمی دانم قبلا هم در مورد آن گفته ام یا نه، در مورد نام محاوره است. قوانین نام مرسوم برای این محاوره از افلاطون است اما به نظر می رسد که بهتر است آن را نوامیس بخوانیم، البته تو دلیلش را به خوبی می دانی و من از این به بعد هم نوامیس را به کار می گیرم تا شاید کم کم بتوانیم این اسمگذاری را برای خودمان عادی کنیم.

کتاب سوم به نظر من تکمله دو کتاب قبلی است که این سه کتاب مقدمه ای برای بحث اصلی افلاطون، یعنی چگونگی پی ریزی و ساخت یک نظام سیاسی درست را تشکیل می دهند. این نکته از آخر این کتاب و ماموریت کلینیاس معلوم می شود که به گفته وی، اکثر اهالی کرت قصد تاسیس یک مستعمره را دارند و ماموریت آن را به شهر کنوسوس داده اند و این شهر نیز او و نه تن دیگر را مامور آن کرده اند. او طراحی یک شهر را از بیگانه آتنی و مگیلوس خواستار می شود و بحث از این به بعد در چهار چوب یک شهر-پولیس جدید پیش می رود 702c-d. از این نکته می توان دریافت که کتابهای اول، دوم و سوم نوامیس حکم درآمدی بر کل محاوره هستند که در آنها افلاطون؛ الف- با نقد بر ساختارهای قوانین موجود راه را برای بحث از جامعه ای نو باز کرده، ب- یک نمونه مینیاتوری از جامعه را در بزم سومپوزیون ارائه داده، ج- با نگاهی اسطوره ای-تاریخی آن نمونه را در طول زمان بسط داده تا جوامع بسامان سیاسی موجود دیده شوند و نقد شوند.

با توجه به این ارتباط بین سه کتاب اول نوامیس معلوم می شود که بحث بیگانه آتنی علاوه بر آن که همانند حلقات متصل یک زنجیر بوده، دیدگاهی متفاوت با دیدگاه محاوره جمهور برای بحث در مورد پولیس نیز دارد که بنابر آن می توان گفت؛ بیگانه آتنی در نوامیس اساسا اختلاف دیدگاه با سقراط در جمهور دارد. این اختلاف دیدگاه را اگر یادت باشد وقتی در ایران بودی با هم در مورد آن بحثی داشتیم که در اینجا فقط تحت این عنوان ذکر می کنم؛ نگاه به پولیس بر مبنای فرد و نگاه به پولیس بر مبنای جمع. این بحث که در نظر من یک بحث مبنایی در شناخت افلاطون است دامنه گسترده و ادله زیادی را می طلبد که من به دنبال آن هستم و در اینجا به همین اشاره بسنده می کنم اما یادآور می شوم که تفصیل افلاطون در مورد محفل سومپوزیون در کتاب دوم نوامیس و محاوره سومپوزیون او در راستای همین موضوع قرار دارد. 1

بحث تاریخی افلاطون از شکل گیری جوامع نیز بنابر همین دیدگاه در نوامیس قابل توجه است. در حقیقت، یک پرسش هم در جمهور و هم در نوامیس مطرح می شود؛ یک پولیس چگونه شکل می گیرد؟ در جمهور بر اساس نگرش اقتصادی به این پرسش پاسخ داده می شود و در نوامیس بر اساس نگرش تاریخی. در نگرش تاریخی نوامیس مسئله بر اساس کار فردی و نیاز او و خانواده اش نیست بلکه، مسئله بر اساس تشکیل یک جامعه در صور چهارگانه ای است که تو به آن اشاره کردی. من نمی خواهم تکرار مکررات کرده و آن چهار جامعه را ذکر کنم اما می پرسم؛ آیا افلاطون از نگرش تاریخی خود قصد رجوع به تاریخ دارد؟ به نظر من قصد افلاطون رجوع به تاریخ نیست. در ابتدای بحث، قصد بیگانه آتنی پیدایش آغاز نظام سیاسی است. شاید عبارت پیدایش آغاز کمی عجیب به نظر برسد اما عبارت یونانی؛ πολιτείας δ̉ α̉ρχὴν τίνα ποτὲ φω̃μεν γεγονέναι 276a1-2 همین معنا را القاء می کند، چرا که پیدایش γεγονέναι ، آغاز α̉ρχὴν و نظام سیاسی πολιτείας مد نظر است. در اینجا کلمه آغاز یا آرخه را هم می توان به بحث تاریخی یعنی چگونگی پیدایش از ابتدا تعبیر کرد و هم به اصول و مبانی یعنی چگونگی پیدایش از بنیاد. در واقع، تعبیر دوم بیشتر به آن چیزی نزدیک می شود که هگل از آن به عنوان عقل در تاریخ یاد کرده که در آن بحث نه همانند یک بحث تاریخی صرف و نحوه سخن مورخ، بلکه در حدود بحث عقلانی و فهم ایده ها در تاریخ انجام می گردد.

کلمه آرخه به معنای سرآغاز و ابتدا به تعبیر نخست مربوط می شود و به معنای سلطه و حاکمیت به تعبیر دوم که به نظر من این تعبیر درستتر است. دلیل درون متنی را می توان از گفته خود افلاطون آورد که بحث تاریخی او یا قصه ها، μύθων، را نه به خاطر خودشان بلکه به منظور بحث از قانونگذاری مطرح می کند 699e1-2. با توجه به این نکته چند مسئله را می توان جواب داد؛ آیا افلاطون اطلاعات درست تاریخی داشته و بیان کرده؟ آیا مراحلی که او بیان می کند به معنای مراحل تاریخی شکل گیری پولیس است؟ و در نتیجه، ضرورتی بر مراحل تاریخی حاکم است؟ در پاسخ به این پرسشها باید گفت که بحث در کتاب سوم نوامیس بحثی از مراحل تاریخی نیست تا این پرسشها موردی داشته باشد بلکه بحث از عناصر اساسی یک پولیس است که افلاطون با تحلیل تاریخی سعی در مطرح کردن آنها دارد. از این رو، همان گونه که اطلاعات تاریخی او مثل تکیه مردم ایلیاد به قدرت جنگی آشور 685c3-4 یا کمک دیر هنگام لاکدایمونیا به آتن در جریان جنگ مارثون 698e1-5، چندان درست نیستند، نمی توان چندان بحث افلاطون در اینجا را متکی بر مراحل تاریخی دانست، بلکه همان گونه که در ابتدای کتاب گفته، بحث از زمان برای بررسی تبدیل پولیس از نیکی به بدی و بالعکس است 676c3-4. بر اساس این نگرش، مباحث در کتاب سوم را می توان بر سه بخش تقسیم کرد؛ الف- شکل گیری پولیس از خانواده به قبیله و سپس قبایل در نظامهای سیاسی چهار گانه از 676 تا 684، ب- دوام نظام پولیس بر اساس فضایل چهار گانه از 684 تا 693d، ج- دو عنصر اساسی برای تشکیل یک پولیس به صورتی پایدار از 693d تا ابتدای 702 و در پایان، پیشنهاد کلینیاس مطرح می شود.

من در اینجا بهتر می دانم فقط به دو عنصر در بخش سوم که هم اهمیت زیادی دارد و هم در نوشته های افلاطون به نظر من چیز جدیدی است بپردازم. افلاطون در 693d دو نظام سیاسی را به عنوان نظام سیاسی مادر πολιτειω̃ν οι̃ον μητέρος 2 نام می برد. این دو نظام سیاسی به تعبیر افلاطون دو نمونه کاملا متضاد از نظام سیاسی هستند که بر اساس مفهوم آزادی؛ الویثروس ε̉λεύθερος، سنجیده می شوند که در یکی اصولا آزادی جایی ندارد و در دیگری آزادی به حد افراطی آن ایجاد شده است. بر اساس این تقسیم بندی، افلاطون نظامهای ایران و آتن را بنابر این تقسیم بندی ذکر می کند که اولی نظامی عاری از آزادی و دومی نظامی با آزادی بی حد و حصر است.

نکته اول که در این تقسیم بندی می توان لحاظ کرد درجه اعتبار تاریخی آن است. آیا می توان نظام سیاسی ایران را به تعبیر افلاطون نظامی عاری از آزادی دانست و همچنین دموکراسی آتن را نظامی با آزادی بی حد و حصر؟ در اینجا به صورت مختصر بین دو چیز فرق می گذارم؛ مبنای اساسی یک نظام سیاسی و تبلور و تحقق آن نظام. بحث افلاطون از این تقسیم بندی ارایه مبنای اساسی این دو نظام است اما تحقق این مبنا بنابر گفته وی در طول زمان شکل می گیرد. به عبارت دیگر، نظام ایران در ابتدا و زمان کوروش نظامی استبدادی و عاری از آزادی نیست چنانکه افلاطون اوصافی را که برای کوروش ذکر می کند نشانی از استبداد رای و سلب آزادی بیان (نکته ای که افلاطون به صراحت از آن یاد می کند 693b2-4) در آن دیده نمی شود، اما نمی توان نتیجه گرفت که نظام سیاسی ایران در تعبیر افلاطون از آن دو قسم خارج شده است. می توان گفت که نظام ایران در زمان کوروش بر مبنای تقسیم بندی افلاطون در قسم نخست قرار می گیرد و مبنای آن بر سلب آزادی است که هر چند در زمان کوروش محقق نشد اما این مبنا بالاخره پس از وی تحقق یافت؛ تباهی کمبوجیه. افلاطون هر چند در ابتدا تربیت زنانه کمبوجیه را علت آن می داند 694e1-4 اما سپس نبود آزادی و استبداد را مایه تباهی کمبوجیه ذکر می کند 697c5-d.

سوای بررسی نظر افلاطون در مورد نظام ایران که خود موضوعی قابل توجه و تامل است، نکته مهم در اصل طرح موضوع آزادی به عنوان مبنای این تقسیم بندی است. لازم به تذکر است که افلاطون در جمهور اساسا نه تنها چنین تقسیم بندی ندارد بلکه تا قبل از محاوره نوامیس خود اصولا موضوع آزادی از دغدغه های او نیست تا چه رسد که مبنای تقسیم بندی نظام سیاسی باشد. در حقیقت، این قسمت از کتاب افلاطون نشان دهنده دو نکته است. نخست آن که در اندیشه او به طور کلی تحولی اساسی اتفاق افتاده که همین هم نشانگر تغییر بنیادین نگرش او نسبت به جمهور است. بررسی این موضوع خود مجال بسیار گسترده ای را می طلبد و فقط در اینجا می خواهم یادآور بشوم که نشانه های توجه افلاطون به آزادی را می توان از نامه هفتم؛ موضوع حق آزادی افراد و عدم الزام کسی به عقیده ای خاص، و محاوره سومپوزیون؛ موضوع آزادی بردگان در عمل خود و پذیرایی از مهمانان که به تعبیر آگاثون در آن محاوره آنان خود را در این ضیافت چون ارباب بپندارند، دیده می شود.

نکته دیگر از طرح آزادی در نوامیس این است که بنابر آن، دیدگاه افلاطون از آتن آشکار می شود به این صورت که او آتن دموکرات را به دو دسته تقسیم می کند؛ آتن زمان قدیم و آتن زمان وی. این دو آتن هر چند که آزادی مبنای اساسی آنها را تشکیل می دهد اما در آتن قدیم آزادی به صورت معتدل آن و بر مبنای رعایت قانون بود اما در آتن زمان وی آزادی بی حد و حصر و به بیان افلاطون، صورتی از یک نظام آنارشیستی بوده است. از این تقسیم بندی می توان مبنایی را به دست آورد که بر اساس آن نقد شدید وی بر دموکراسی در محاوره جمهور معلوم می شود و نتیجه گرفت چگونه نظرش از دموکراسی در محاوره مرد سیاسی نسبت به جمهور تعدیل یافته است.

سومین و مهمترین نکته ای که از بیان افلاطون در این قسمت می توان به دست آورد این است که بدون آزادی، هر چند که در یک نظام سیاسی همانند زمان کوروش عدالت برقرار باشد، اما باز دوستی و همدلی در بین احاد جامعه به صورت درست برقرار نمی شود بلکه این تبعیت است که بر نظام سیاسی مستولی می شود. دوستی و همدلی به عنوان دومین ملاک یک جامعه سالم که موجب هماهنگی یک جامعه است در نبود مبنای آزادی خود به خود از بین می رود 697c8-11. دوستی در نظام سیاسی که در محاوره پروتاگوراس افلاطون و از زبان پروتاگوراس نقل شده به حرمت α̉ιδω̃ς 3 شهروندان نسبت به یکدیگر ارتباط دارد و بر اساس این حرمت به یکدیگر است که دوستی و مودت به وجود می آید. روشن است که در نظامی عاری از مبنای آزادی حرمت نمی تواند پایه مودت بین افراد باشد بلکه نزدیکی به قدرت و چاپلوسی اساس هر حرمتی را از بین می برد. در واقع، مبنای یک نظام سیاسی درست در نظر افلاطون بر دو عنصر آزادی و دوستی قرار گرفته که هر یک به دیگری وابسته است و بدون یکی دیگری محقق نمی شود.

در پایان کتاب سوم، افلاطون سه هدف را برای قانونگذار ترسیم می کند؛ حفظ آزادی، دوستی درونی و عقل ε̉λευθέρα τε ε̉΄σται καὶ φίλη ε‘αυτη̃ καὶ νου̃ν 701d9-10. به نظر وی رعایت این سه هدف موجب ایجاد اعتدال در پولیس و پایداری آن می شود و عدم توجه به آن علت اصلی نابودی جوامع بوده که از ابتدای کتاب سوم قصد بر مشخص کردن آن بوده است. این موضوع که سه هدف مذکور تا چه اندازه در نوامیس برآورده شده خود موضوعی است که ما می توانیم در ادامه مباحثه خود به آن توجه کنیم، اما حداقل تا اینجا افلاطون اهداف اساسی در قانونگذاری و پی ریزی پولیس را ذکر کرده و درخواست کلینیاس فضای مفروض در تحقق این اهداف را به وجود آورده است.

 

[1] - بر اساس همین تلقی است و البته یک سری شواهد دیگر من به این نتیجه رسیدم که محاوره سومپوزیون نه بنابر نظر مرسوم، متعلق به دوره میانی نوشتن افلاطون، بلکه مربوط به دوره پیری و نزدیک به زمان نوشتن همین نوامیس است.

2 - بر ایوتا در کلمه ایون علاوه بر کشیده بودن علامت دمشی هم هست که هویون خوانده می شود و من به دلیل فونت موجود علامت آن را نداشتم. این مشکل در نوشته های بعدی هم ادامه دارد که می دانم متوجه آن هستی.

3 - عابد اگر یادت باشد در بحث پروتاگوراس دیدیم که دکتر لطفی این واژه را شرم ترجمه کرده که باز در همینجا همانند جاهای دیگر باز شرم ترجمه کرده و من تا به حال هیچ وجهی برای این ترجمه از ایشان ندیده ام جز این که یکی از معانی آیدوس شرم است اما معنای حرمت یا احترام از آیدوس را باز مناسبتر می دانم.

لینک مستقیم به مطلب

Share/Save/Bookmark



آخرین مطالب
:: همایش "پسامدرنیسم و دیگری" برگزار می‏شود
:: گزارشی از نشست نقد و بررسی مجموعه "قصه‏های خوب برای بچه‏های خوب"
:: ایمان چیست؟
:: همایش "کالبدشناسی حاشیه" برگزار می‏شود
:: "آزادی فهم" رمز تحول در علوم انسانی است
:: همایش "ادوارد سعید در قرن 21" برگزار می‏شود
:: همایش "اخلاق و علوم‏ شناختی" برگزار می‏شود
:: همایش" تکثرگرایی فرهنگی، کشمکش و تعلق" برگزار می‏شود
:: همایش "کیفرسازی" برگزار می‏شود
:: "ویتگنشتاین" منتشر شد
:: درآمدی بر روانشناسی علم منتشر شد
:: درباره آکویناس
:: شمشیر دو لب مغالطه
:: همایش روز جهانی فلسفه در کتابخانه ملی برگزار می‏شود
:: شرح حکمه‏الاشراق
:: تکامل فلسفی راسل بررسی می‏شود
:: همایش "رمانتیسیسم و مسئولیت" برگزار می‏شود
:: نظریه‏ها و فلسفه بازیگری بررسی می‏شوند
:: دره‏الاخبار و لمعه‏الانوار
:: اعوانی: 35 در صد آثار ابن‏سینا به صورت نسخه خطی است
:: در باب فلسفه عکاسی
:: همایش "فیلوسوفیا 2011" با موضوع جامعه فمینسیتی برگزار می‏شود
:: "حرف زدن، اندیشیدن و فلسفه در دوره ابتدایی" منتشر شد
:: "طبیعت‏گرایی و هنجاری بودن" منتشر شد
:: باید مسعود مرادی باشی تا بتوانی از او انتقاد کنی!
:: کتاب راهنمای جمهوری افلاطون
:: همایش "هرمنوتیک و علم" برگزار می‏شود
:: همایش بین‏المللی "بودیسم متقدم" برگزار می‏شود
:: همایش "جنگ و دفاع مشروع" برگزار می‏شود
:: ویرایش جدید "فرهنگ اصطلاحات دلوز" منتشر می‏شود


 


 


جست‌وجو در اينك فلسفه


از سایت‌های دیگر

:: گفت‌و‌گو با حمید طالب‌زاده رئیس انتشارات دانشگاه تهران

:: انتقاد رئیس فرهنگستان علوم از وزارت علوم

:: در ستایش زباله‌گردی

:: غبارزدایی از چهره‌ سعدی؛ گزارشی از نشست «تصویری جامع از سعدی» در شهر کتاب

:: چرا تلاشهای روشنفکری در ایران به ثمر نمی رسد؟

:: ما روشنفکر بومی نیستیم

:: اهمیت رواج فلسفه در مدرسه‌های ایران

:: مشکل دانشجویان فلسفه، نداشتن قدرت تحلیل است در گفتگو با دکتر حسین شیخ رضایی

:: مشکلات تدریس فلسفه در ایران در یادداشتی از دکتر عبدالکریم رشیدیان

:: مشکلات تدریس فلسفه در ایران؛ یادداشتی از دکتر منوچهر صانعی دره بیدی

:: گفت وگو با دكتر «رضا داورى اردكانى» درباره فوتبال

:: همنشینی با افلاطون و دریدا

:: آسیب شناسی آموزش فلسفه در ایران در گفتگو با دکتر سروش دباغ

:: گزارش لحظه به لحظه از مناظره الوین پلانتینگا و دنیل دنت درباره نسبت میان خداباوری و تکامل‌گرایی

:: خردنامه صدرا در فهرست نشریات تخصصی فلسفی جهان

عضویت در خبرنامه





دعوت از دوستان












نگاه نو




all rights reserved © 2008 Isphilosophy
استفاده و بازنشر مطالب اینک فلسفه با ذكر منبع بلامانع است
نظر نویسندگان لزوماً موضع اینک فلسفه نیست