| سایت های مرتبط |
![]() |
| ارسال مطلب به اینک فلسفه |
| Related Links |
| صفحه نخست l درباره ما l تماس با ما l آرشیو l پیوندها l گروه اینترنتی l لینک به ما l شهر فلسفه l آر اس اس |
![]() |
| خبر l مقاله l گزارش l یادداشت l ترجمه l گفت و گو l کتاب و نشریات l پرونده l تجربههاي ديگر |
| موضوع: گزارش | |
| محمد نجفی |
نشست هفتگی شهر کتاب در روز سهشنبه ۲۴ آذر به
نقد و بررسی کتاب «جهان مسطح است» نوشتهی توماس ال فریدمن با ترجمهی احمد عزیزی اختصاص
داشت که با حضور شهیندخت خوارزمی، احمد عزیزی و مهدی فیروزان برگزار شد.
در آغاز این نشست احمد عزیزی، مترجم کتاب، به ارائهی خلاصهای از محتوای کتاب پرداخت و گفت: ترجمه این کتاب از ثمرات دوران بیکاری پس از بازنشستگی من است. پس از سالها فعالیت در زمینهی مشاغل سیاسی و به خصوص بخش سیاست خارجی، حالا فرصت و فراغتی پیدا کردهام که به کار لذت بخش ترجمه بپردازم.
وی در ادامه به تقسیمبندی فریدمن در این کتاب از فرآیند یکپارچگی جهان اشاره کرد و گفت: این سه دوران عبارتند از پیش از سال 1800 میلادی، سال 1800 تا 2000 و سرانجام از حدود سال 2000 به بعد. حرکت جهان در دوره اول از بزرگ به میانه و در دوران دوم از میانه به کوچک بوده است و در نهایت در دوره سوم این یکپارچگی جهانی از کوچک رو به سوی ریز دارد.
عزیزی با تأکید بر نگاه ژورنالیستی فریدمن افزود: این ویژگی در سرتاسر کتاب فریدمن قابل مشاهده است. وی در مباحثش مثالها و آمارهای متعددی را ذکر میکند که این مسأله بر جذابیت کتاب افزوده است.
وی با بیان اینکه فریدمن بر این باور است که محور و موتور اصلی جهانی شدن در دوره سوم بر خلاف دورههای پیشین افراد هستند، گفت: این مسأله که بیانگر اهمیت فرد در فرآیند جهانی سازی است تحول بزرگی به شمار میآید و فریدمن تلاش میکند که این ایده را در سرتاسر کتاب خودش بسط دهد. این انقلابی از پایین به بالاست. در دورههای قبلی جهانیشدن، این کشورها و شرکتهای غربی بودند که تحول ایجاد میکردند اما در این دوره افراد غیرغربی و غیر سفید هستند که تأثیرگزار هستند.
عزیزی با اشاره به اینکه فریدمن این دوره از جهانی شدن را با دگرگونیهای بنیادی که در تاریخ جهان اتفاق افتاده مقایسه میکند افزود: تفاوت این دگرگونی با گذشته این است که که مثلاً با اختراع چاپ ما شاهد بودیم که تحولات در طول دههها اتفاق افتاد در حالی که تحولات بعد از سال 2000 به صورت آنی اتفاق افتاده است. البته باید توجه داشت که تروریستها هم به اندازهی همهی کسانی که از فناوریهای جدید استفاده میکنند در این تحولات نقش دارند.
مترجم کتاب «جهان مسطح است» تصریح کرد: فریدمن در جایی از کتاب با اشاره به عنوان «جهان مسطح» توضیح میدهد که استفاده از این اصطلاح صرفا برای جلب توجه مخاطب بوده است و گرنه همه ما میدانیم که جان مسطح نیست.
وی با اشاره به وجود آمار و اطلاعات فراوانی که فریدمن در کتاب خود آورده است گفت: امروزه کتابهایی که حاوی آمار هستند خیلی زود کهنه میشوند اما اثر فریدمن همچنان تازگی و جذابیت خودش را حفظ کرده و در سطح جهانی از آن استفاده شده و مورد استناد قرار میگیرد.
عزیزی سپس از 10 عامل تسطیح کنندهی جهان نام برد که در صدر آنها فروپاشی دیوار برلین قرار دارد: فروریختن دیوار برلین نگاه ما را به جهان تغییر داد و موازنهی قدرت را به سمت دموکراسی تغییر داد. به عنوان مثال یکی از آثار این اتفاق، توسعهی اتحادیهی اروپا زا 15 کشور به 25 کشور و ایجاد یورو به عنوان پول واحد اروپا و پس از فروپاشی شوروی بود که فروریختن دیوار برلین از اولین جرقههای آن بود.
عزیزی با تأکید بر اینکه کتاب فریدمن به شدت ضد بوش و ضد محافظهکاران است گفت: فریدمن تمامی ابعاد مثبت و منفی جهانی شدن رامیبیند و به شتاب دگرگونیها، به عنوان چالش عصر کنونی، اهمیت بسیاری میدهد. اگر واقعاً یک روز غفلت کنیم قطعاً از این قافله عقب میمانیم. تأکید زیاد وی بر نقش افراد در جهان مسطح به این معناست که امروزه این کوچکترها هستند که نقشآفرینی میکنند. فریدمن در این کتاب به بلای نفت اشاره میکند. بحرین اوین کشوری بود که نفت در آن کشف شد اما اولین کشوری بود که نفتش ته کشید و پس از آن بود که شروع کرد به انجام اصلاحات.
در ادامه شهیندخت خوارزمی سخنانش را آغاز کرد: من کتاب را خواندم و به فیلمی از آقای فریدمندر سایت MIT هم دسترسی پیدا کردم که دربارهی همین کتاب بود. همچنین نقدهایی را که درباره کتاب نوشته شده بود مطالعه کردم. بنابراین من بر اساس این منابع چند نکتهای را طرح میکنم. برای من مهم بود که بدانم اندیشه «جهان مسطح» چگونه شکل گرفته است.
وی در ادامه گفت:فریدمن در «نیویورک تایمز» کار میکند و سالها ستوننویس آن بوده است. بیشترین تمرکز او هم بر سیاست خارجی و به خصوص مباحث مربوط به تکنولوژی بوده است اما از 11 سپتامبر به بعد فضای ذهنی فریدمن به کلی به هم ریخت. دغدغهی او پس از اتفاق این میشود که چرا 11 سپتامبر اتفاق افتاد. وی به خاورمیانه میرود. بعد به فکر میافتد از مردم کشورهای غیرغربی جهان دربارهی آمریکاییها نظرخواهی کند. فریدمن درهند با مدیران عامل شرکتهای بزرگ هندی- آمریکایی حرف میزند و این امر باعث میشود «شوک آگاهی» در فریدمن ایجاد شود. میگوید من متوجه شدم زمانی که ما آمریکاییها خواب بودیم، اتفاق مهمی در گوشهای از جهان در حال رخ دادن بوده است.
خوارزمی سخنانش را با بیان نظر دیگران دربارهی فریدمن و کتابش ادامه داد و گفت: فریدمن یک لیبرال است که به مکانیزم بازار و تجارت آزاد توجه دارد و از جمله اولین حملههایی که به او شده از جانب گروههای چپ بوده است. آنها میگویند چرا فریدمن سراغ کارگران نرفته است. بعضی به او گفتهاند فریبکار است. همچنین گروهی معتقدند که به رغم نگاههای ضد بوش فریدمن او توجیهگر سیاست خارجی آمریکا بوده و نظریهپردازیهای او زمینه را برای حمله آمریکا به عراق هموار کرده است.برخی هم با نیویورکتایمز مشکل دارند و میگویند حرفهای فریدمن، همان حرفهای نیویورکتایمز است.
خوارزمی در ادامه کوشید سخنانش را در سه محور طرح کند. وی در آغاز به نقاط قوت کتاب پرداخت و گفت: این کتاب را که در دست میگیرید دیگر نمیتوانید آن را زمین بگذارید. این کتاب تصویر بدیعی از تحولات جهان معاصر ارائه میدهد و تحولات را با ذکر اطلاعات و جزئیات دنبال میکند. به نظر من مدل مفهومیای که از جهانی شدن در این کتاب طرح شده است مدل سودمندی است. این اثر تصویری از فرصتهای تازهای را که در جهان جدید برای توسعه فردی و سازمانی ایجاد شده است در اختیار ما میگذارد.
وی سپس به نقد دیدگاه فریدمن پرداخت و گفت: جهانی شدن نگاهی میخواهد که متناسب باشد با ذات این پدیده. این نگاه باید چند ویژگی داشته باشد: جامعمحوری، یکپارچهنگری، جهانینگری و بیطرفی. من احساسم این است که فریدمن هیچ یک از این ویژگیها را ندارد. دغدغهی فریدمن آمریکاست. به اعتقاد من نگاه او جهانی نیست و حتی در مباحث هند، چین، ایرلند و... هم در پسزمینهی افکارش کمک به بهبود شرایط آمریکا نهفته است و این با دغدغهی جهانی شدن جور در نمیآید.
وی افزود: به نظر من فریدمن جامعنگر نیست. او ادعای تبیین تحولی جهانی را در چارچوب تحولی تمدنی دارد اما در واقع فقط بخشی از تحول را در بخشی از جهان تبیین میکند. فریدمن یکپارچهنگر هم نیست. در بحث تحول تکنولوژیک فقط به ICT توجه میکند یا مثلاً به روندهای دیگر تحول عرصههای دیگر تکنولوژی مثل هوشمند شدن IT توجه نمیکند.
خوارزمی نگاه فریدمن را بیطرف هم نمیداند و به نظر او دغدغهی وی بهبود وضع جهان نیست: انتقاد دیگر این است که فریدمن پدیدهای را تبیین میکند که به قول فیزیکدانان کوانتومی از جنس موج است نه ذره. او دارد سه مرحلهی جهانی شدن را در یک فرآیند خطی نشان میدهد. این تلاقی امواج است که میتواند امواج تحولی جدید را به راه بیندازد.
خوارزمی در پایان به برخی نقاط ضعف بحث فریدمن پرداخت و گفت: یک سری تناقضهای جدی در بحث فریدمن وجود دارد. یکی بحث چین و هند است که از یک سو آنها را تحسین میکند و از سوی دیگر ناگهان در بحث از محیط زیست میگوید این غول سه میلیارد نفری چین، هند و شوروی سابق اگر بیدار شود چه بلاهایی در بخش محیط زیست و انرژی به بار خواهد آورد.
وی ادامه داد: به رغم تأکیدی که فریدمن بر همکاری میکند اما اندیشه محوری وی ناخواسته رقابت است. رقابت خودش نابرابری میاورد. در جایی دیگر هم فریدمن دغدغهاش این است که آمریکا میتواند رهبر جهان باشد و بنابراین باید مشکلاتش را حل کند تا به چنین جایگاهی دست یابد.
به زعم خوارزمی، فریدمن به شکاف دیجیتال و اتفاقی که دارد در اجلاسهای سران جامعهی اطلاعاتی میافتد توجه ندارد، یعنی جایی که میتوان امید داشت این نابرابریها از جمله این شکاف دیجیتال از بین برود.
وی سپس با اشاره به مباحث فریدمن در زمینه اسلامگرایی افراطی در دنیا، گفت: فریدمن در زمینهی القاعده و بن لادن بسیار فکر کرده اما جالب اینجاست که تقریباً در هیچ جا به نقش سیاست خارجی آمریکا در به وجود آمدن آنها اشارهای نکرده است. یا نمیگوید اگر بنلادن واقعاً تهدیدی جدی بود آیا توانایی برای از بین بردن وی در همان روزهای اول وجود داشت یا نه؟ یا اشاره نمیکند که آیا سیاست آمریکا مانع فرآیند تسطیح هست یا نه؟ در بحث نفت هم بحث فریدمن ناقص و جهتدار است. او به نقش نفت در حملهی آمریکا به عرق اشارهای نمیکند.
خوارزمی اما در نهایتو به رغم همهی نقصهایی که ممکن است در این کتاب وجود داشته باشد با مطالعهی کتاب را به همهی علاقهمندان به موضوعات مطرح در این کتاب توصیه کرد.
سخنران پایانی این نشست مهدی فیروزان بود که سخنانش را با ابراز تأسف دربارهی وضعیت نقد کتاب در سیستم آموزشی ایران آغاز کرد و گفت: نقد کتاب به رغم تمام اهمیتی که دارد کمتر در ایران مورد توجه قرار گرفته و میگیرد. بنابراین خیلی اوقات ورود به حوزهی نقد نیاز به جسارت زیادی دارد. نقد کتاب در بسیاری از کشورها از دبیرستان شروع میشود. به همین دلیل کسانی که با این سیستمهای آموزشی بزرگ میشوند با نقد کتاب آشنا میشوند. یک حسن آن این است که آدمی جسارت فکر کردن و سپس نقد کردن بر اساس دیدگاههای خودش را مییابد.
فیروزان با اشاره به «معلقات سبع» و اهمیت اساسی آن در حوزه ادبیات عرب افزود: این اثر که به طور قطع یکی از شاهکارهای بلامنازع ادبیات عرب است در کلاسهای سطح سوم راهنمایی کشورهای عربی نقد میشود.
وی با بیان اینکه نقد کتاب، ذهن را ورزیده کرده و جسارت اندیشیدن را در آدمی بالا میبرد، افزود: نگاه من به کتاب «جهان مسطح» نگاه یک ایرانی نگران و دردمند است که میخواهد حتی اگر شده از یک سطر کتاب، راهی برای توسعه کشوری با ظرفیتهای بالا استفاده کند.
فیروزان مطالعه کتاب «جهان مسطح است» را به تمام اقشار جامعه اعم از دانشآموز، دانشجو، استاد و غیر دانشگاهیان توصیه کرد و گفت: هم ادبیات این کتاب و هم محتوای آن خواندنی است. این کتاب برای تمام ما سودمند است و اطلاعات ناب و راهگشایی را در اختیار ما میگذارد.
وی با تأکید بر اینکه جهانی شدن ضرورت دنیای جدید است، گفت: ما چه از این ضرورت خوشمان بیاید یا نیاید باز خودش را به زندگی ما تحمیل میکند. بنابراین چه بهتر که خودمان زمینههای پذیرش آن را مهیا کنیم.
فیروزان با اشاره به اینکه امروزه مفهوم مرز، جنگ، پول و مفاهیم حقوق بینالملل در دنیا عوض شده افزود: ما باید خودمان را با این تغییرات منطبق کنیم. به نظر من همهی ما باید با تصویری که از آینده در این کتاب ارائه شده است آشنا شویم. من جهان خالی از ارتباطات را جهنم حیوانی میبینم. مفاهیم برای حیات طبیعی ما ضروریاند و من درواقع این کتاب را آیینهای از مفاهیم جدید در مقابل مفاهیم قدیم میبینم.
وی ادامه داد: پیشرفت از آن کسی نیست که بیشترین اطلاعات را دارد بلکه از آن کسی است که بهترین پردازش را بر روی اطلاعات انجام میدهد. امروزه قدرت از آن کسی است که بتواند در مقابل اتفاقاتی که میافتد درستترین گمانهزنی را انجام دهد. برای درستترین گمانه هم نیاز است که دقیقترین مفاهیم را در مقابل مسایل بگذاریم.
مدیرعامل شهر کتاب با تأکید بر اینکه من بارها گفتهام یک تمدن زمانی افول میکند که در مقابل پرسشهای جدید پاسخهای درست گذشته را قرار دهد، این امر را بیانگر اهمیت شناسایی ظرفیتها و مفاهیم جدید دانست.
فیروزان با بیان اینکه «جهان مسطح است» یکی از منابعی است که نگرانی هولآور ناشی از جهانی شدن را که سالهاست بر ما مستولی شده، میکاهد، افزود: قرار نیست که هر اثری مثل قرآن عاری از اشتباه باشد بلکه هر کتابی به میزانی که اطلاعاتی از امر واقع در اختیار ما قرار میدهد، ارزشمند است.
وی یکی از نقاط قوت این کتاب را در پیوندی که میان علوم نظری و کاربردی ایجاد میکند، دانست و خاطرنشان کرد: این کتاب به این دلیل که اطلاعاتی را به ما میدهد که میتوانیم خودمان آنها را پردازش کنیم بسیار مفید است. ما باید اجازه دهیم همه به حوزهی نقد وارد شوند. پردازشها امروزه دیگر محتوم به افراد شده است و این کتاب یکی از منابع اطلاعاتی برای پردازش محسوب می شود. من با مطالعه این اثر فهمیدم که ارتباط میان فقه و علوم مندرج در دنیای امروز ما مشکل دارد که البته شرح این مطلب نیازمند بحثی جداگانه است.
فیروزان در پایان این نشست با تجلیل از ترجمه روشن و روان احمد عزیزی، مترجم کتاب «جهان مسطح است» گفت: به رغم آنکه آقای عزیزی یک دیپلمات است و دیپلماتها عموماً از صراحت و شفافیت تن میزنند، اما ایشان ترجمه بسیار روشن و خوشخوانی از این کتاب ارائه کردهاند.
|
لینک مستقیم به مطلب
|
| جستوجو در اينك فلسفه |
|
|
| از سایتهای دیگر |
|
:: گفتوگو با حمید طالبزاده رئیس انتشارات دانشگاه تهران :: انتقاد رئیس فرهنگستان علوم از وزارت علوم :: در ستایش زبالهگردی :: غبارزدایی از چهره سعدی؛ گزارشی از نشست «تصویری جامع از سعدی» در شهر کتاب :: چرا تلاشهای روشنفکری در ایران به ثمر نمی رسد؟ :: ما روشنفکر بومی نیستیم :: اهمیت رواج فلسفه در مدرسههای ایران :: مشکل دانشجویان فلسفه، نداشتن قدرت تحلیل است در گفتگو با دکتر حسین شیخ رضایی :: مشکلات تدریس فلسفه در ایران در یادداشتی از دکتر عبدالکریم رشیدیان :: مشکلات تدریس فلسفه در ایران؛ یادداشتی از دکتر منوچهر صانعی دره بیدی :: گفت وگو با دكتر «رضا داورى اردكانى» درباره فوتبال :: همنشینی با افلاطون و دریدا :: آسیب شناسی آموزش فلسفه در ایران در گفتگو با دکتر سروش دباغ :: گزارش لحظه به لحظه از مناظره الوین پلانتینگا و دنیل دنت درباره نسبت میان خداباوری و تکاملگرایی :: خردنامه صدرا در فهرست نشریات تخصصی فلسفی جهان |
| عضویت در خبرنامه |
| دعوت از دوستان |
![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
|
|
all rights reserved © 2008 Isphilosophy استفاده و بازنشر مطالب اینک فلسفه با ذكر منبع بلامانع است نظر نویسندگان لزوماً موضع اینک فلسفه نیست |